آخرین عقاب

آخرین عقاب

آخرین عقاب

فوتبال ایران تا به امروز عقاب های زیادی را به خودش دیده و سنگربانان ایرانی بارها و بارها در عرصه های ملی و باشگاهی افتخار آفرین شدند؛ اما در این مقاله در مورد بلند پرواز ترین عقاب صحبت خواهیم کرد.

ناصر حجازی مردی بود که به دروازه ایران در آسیا اعتبار بخشید و باعث شد به تاج و استقلال بگوییم آشیانه عقاب ها؛

مردی که نه فقط در مستطیل سبز بلکه در زندگی حرفه ای نیز اسوه شخصیت و مردانگی بود و همیشه او را به عنوان صدای مردم میشناختند…

گوینده: علی اکبر علی آبادی

حجازی و زندگی خصوصی

ناصر حجازی در تهران زاده شد و همراه پدر، مادر، ۴ خواهر و یک برادر در این شهر زندگی می‌کرد. پدرش زادهٔ محلهٔ لاله تبریز بود و در تهران آژانس املاک داشت و مادرش زادهٔ خرم دره بود.

او سال های ابتدای تحصیلش را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ابومسلم، سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد.

وی در تیم فوتبال دبیرستان ابومسلم در پست مهاجم راست و دروازه‌بانی بازی می‌کرد؛ همچنین در تیم بسکتبال این دبیرستان حضور مستمر داشت.

دبیرستان ابومسلم در خیابان ابوسعید در نزدیکی میدان منیریه تهران، حوالی منزل سابق وی واقع شده بود.

او در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را گرفت.

همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد و حجازی از او دارای دو فرزند به نام‌های آتوسا و آتیلا است که هردو فوتبالیست بوده‌اند.

آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی می‌کرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود.

داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفه‌ای فوتبال بود و در فصل ۹۸-۹۹ سرپرستی استقلال تهران را به عهده داشت.

اما خود حجازی گرایشش به فوتبال را با این نوشته تعریف کرده است:

من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم.

در همان روز دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلاً من نمی‌توانم من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم اون هم هافبک تیم نه دروازه‌بانی!! مربی دست بردار نبود و می‌گفت تو قد بلندی داری و بسکتبالیست هم بودی حتماً می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه.

آن روز برای من یک روز به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد که چرا با وجود آن‌که برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ می‌گرفتم.

بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.

آغاز حجازی

تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید.

در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست آورد.

او تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز ۵سال از ۹ دی‌ماه ۱۳۵۴ تا ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۹، دروازه‌بان تاج یا همان استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت.

ستاره سال های دور فوتبال ایران مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد ولی عدم صدور کارت «آی.تی. سی»، به دلیل نبود فدراسیون فوتبال منسجم در ایران، مانع از حضور حجازی در لیگ انگلیس شد و وی به ایران برگشت.

حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد.

فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال ناصر حجازی را چهل و یکمین دروازه‌بان برتر قرن بیستم جهان و دومین دروازه‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرده‌است.

روزنامه نیو نیشن سنگاپور در ۲۷ فوریه ۱۹۸۰ حجازی را به عنوان یکی از ۱۰ دروازه‌بان برتر جهان برگزید و وبسایت ای‌اس‌پی‌ان نام او را در فهرست «۱۰ بازیکن برتر قارهٔ آسیا در تمامی ادوار مسابقات جام جهانی» قرار داده‌است.

ناصر حجازی با رکورد ۸۳۷ دقیقه در بسته نگاه داشتن دروازه، دارای رتبه ۱۳۴ جهان و رتبه دوم ایران از نگاه فدراسیون آمار و تاریخ فوتبال جهان است.

حجازی بر روی نیمکت

اولین دوره مربیگری ناصر حجازی به سال ۱۳۶۱ که به عنوان بازیکن مربی فعالیت می‌کرد و استقلال را نایب قهرمان ان سال کرد و پرسپولیس علی پروین را شکست داد و اولین تجربه مربیگری خارجی حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم نهایی جام باشگاه‌های آسیا رقم خورد.

او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی در لیگ تهران و باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ آزادگان برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد، هر چند تیم ماشین‌سازی در فصل ۷۴–۷۵ بازی‌های خوبی در لیگ ایران ارائه کرد و به همین خاطر بحث‌هایی در مورد انتخاب حجازی به عنوان سرمربی تیم ملی در مطبوعات مطرح شد. از قول پسر وی نقل شده که در همین دوره که مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال بود، قرار بود حجازی به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شود، اما در نهایت نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی اعلام شد.

در سال ۱۳۸۶ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید که در هفته چهاردهم فیروز کریمی جایگزین او شد.

وی در زمان مربی‌گری اش بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی، علی رضا اکبرپور و علی اکبر استاداسدی را به فوتبال ایران معرفی کرد.

حجازی در انتخابات ریاست جمهوری

همیشه نسبت به حضور سیاستمدار ها در فوتبال اعتراض داشت و بارها بر خلاف خیلی ها اعتراضش را مقابل دوربین  ها هم به زبان آورده بود؛ همین شد که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد.

او اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک‌کار را به معاون اولی برمی‌گزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد.

او پس از ثبت نام به روزنامه خبرورزشی گفت:

چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟! من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیت‌مان را تأیید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.

آخرین عقاب پر کشید

ناصر حجازی در طول ۱۸ ماه بیماری هیچ گونه کمک دولتی را قبول نکرد. او دربارهٔ بیماریش و حضور مسئولان دولتی در کنار خود در بیمارستان گفته بود: «خیلی از مسئولان آمدند. من احتیاجی به کمک آن‌ها نداشتم. آن‌ها عددی نیستند که بخواهند به من کمک کنند، در اندازهٔ این حرف‌ها نیستند که بخواهند به ناصر حجازی کمک کنند.»

سرانجام حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفت و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.

ایران یکدست سیاه پوش شد؛ فوتبال دوستان فارغ از آبی، قرمز یا هر رنگ دیگری یک شخصیت مردمی، یک قهرمان ملی و صاحب احترام را از دست داده بودند.

رسانه های ایرانی و خارجی، هر کدام با سبک و قلم خودشان خبر آسمانی شدن حجازی را منتشر میکردند؛ اما در این بین تیتر منتشر شده در روزنامه گل دلنشین تر از بقیه بود.

گل در صفحه اول روزنامه خود نوشت:

عقاب از شهر کلاغ ها پرید

 

به قلم علی اکبر علی آبادی

 

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
علی اکبر علی آبادی
علی اکبر علی آبادی هستم؛ گزارشگر و خبرنگار رسانه ملی، عاشق گویندگی،علاقه مند به دنیای قلم، مطالعه در مورد ورزش و عشق به فوتبال از کودکی با من بوده و در کل اهل دنیای رسانه

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − چهار =