بزرگترین اشتباه در شروع روابط عاطفی

بزرگترین اشتباه در شروع روابط عاطفی

بزرگترین اشتباه در شروع روابط عاطفی

هر انسانی در زندگی خود نیازهایی دارد و از آنجایی که هیچکس کامل نیست، همه ما محتاج به ارضاء این نیازها هستیم. نام کامل این نیازها، نیازهای روانی است که در ذهن ما جا دارند و اگر بتوانیم آن‌ها را برطرف نماییم، به اصطلاح، انسانی با ذهنی سالم هستیم و اگر هم نه، شخصیتی داریم با مرضی، که از نیازهای روانی ما سرچشمه می‌گیرد.

گوینده : کامیار ارباب زی

اثر نیازهای روانی بر سرنوشت آدمی

تأثیرگذاری این نیازها بر زندگی روزمره و انتخاب اهداف ما بسیار بالاست، به گونه‌ای که اگر تمام حرکات، انتخاب‌ها و خواسته‌های خود را ریشه‌یابی کنیم و از خود بپرسیم : «چرا؟»، جواب نهایی به یکی از نیازهای روانی ما می‌رسد. از انتخاب‌های کوچک، تا بزرگترین انتخاب‌های زندگی غالباً در اکثر افراد، همه و همه بر اساس همین نیازهای ارضاء نشده شکل می‌گیرند.

این نیازها شامل نیاز به آرامش، احترام و دیده شدن، اعتماد به نفس و عزت نفس، احساس تعلق و محبت، نیاز به رشد، تأثیرگذاری، موفقیت و چندین نیاز دیگر است.

دوران کودکی

از دوران کودکی به عنوان مهمترین عصر زندگی هر انسانی یاد می‌شود و بله، درست حدس زدید! حساسیت بر نیازهای روانی در این زمان بسیار بالاست، به حدی که والدین اگر نتوانند این نیازها را به درستی برطرف نمایند، منجر به شکل گیری عقده‌های ذهنی می‌شوند و مسائل عمیق و پر از چالشی را برای زندگی آینده آن کودک می‌سازند. متأسفانه بیشتر والدین از این موضوع هیچ خبری نداشته و حتی نسبت به نیازهای خود آگاهی ندارند و عقده‌های کودکی را در وجود فرزندانشان می‌سازند.

دوران بلوغ

در این دوران زندگی کردن با عقده‌ها بسیار طاقت فرسا خواهد بود. نوجوانی و اوج دوران جوانی که هر انسانی شرایط بسیار آسیب‌پذیری را از لحاظ روحی و ذهنی داراست و با عقده‌های ذهنی و نیازهای ارضاء نشده، بدتر و سخت‌تر و پرچالش‌تر نیز می‌شود. به همین دلیل شاید علل بسیاری از اعمال پرخطر و عجولانه و کودکانه‌ی آن‌ها (مراد از کودکانه، تصمیم‌گیری‌های انفجاری و قهر کردن‌هاست)، به برآورده نشدن این نیازها می‌رسد.

اگر نوجوان در میانِ دوستانش لب به سیگار می‌زند، به خاطر آن است که بتواند احترام آن‌ها را از آنِ خود کند و نیاز به احساس تعلق را، در خود ارضاء نماید. اگر جوانی دست به خودکشی می‌زند، شاید به جهت جلب توجهی برای دیده شدن است؛ یا اگر جوانی از خانواده خود فراری است، به دلیل آن است که خانواده هیچ‌کدام از نیازهای روانی‌اش را برطرف نمی‌کند که هیچ، بیشتر وی را تخریب می‌کند.

روابط عاطفی و نیازهای روانی

اصل کلام در همین‌جاست، امیدوارم با دانستن این موضوعات و کسب آگاهی، کمتر شاهد شکسته شدن قلب‌ها و خیس شدن چشم‌ها باشیم!

تا به اینجا فهمیدیم که هر انسانی نیازهایی دارد و باید این نیازها برطرف شوند که ذهن و روح و حتی جسمِ او سالم باشد و زندگی درستی را سپری کند. حال بزرگترین چالش رابطه‌های عاطفی، عدم توجه به نیازهای روانی طرفین است که نیاز به تعاملی متقابل دارد. از روابط عاطفی سنتی که پدر و مادرِ هر یک ما، شکل دادند گرفته تا دوست‌شدن‌های امروزی و مدرن.

معمولاً در روابط عاطفی هیچ‌یک از طرفین حتی اندک شناختی نسبت به این موضوعات ندارند و با تخریب نیازهای روانیِ طرف مقابل، موجب دلخوری و شکسته شدن قلب‌ها و در نهایت طلاق و جدایی و قطع ارتباط می‌شوند. این گونه است که حتی روابط چندین ساله به راحتی معدوم می‌شوند.

اگر بخواهیم از دید جوان‌های امروزی و در ارتباطات مدرن تحلیلی داشته باشیم، باید به این نکته دقت نماییم همانطور که فرزند به خاطر عدم برطرف نشدن نیازهایش حاضر است از خانواده خود دوری کند، از تمام انسان‌های اطرافش و حتی کسانی که روابطی عاشقانه با آن‌ها دارد نیز، ممکن است جدا بشود.

در نظر بگیرید جوانی که از خانواده خود به درون خودش مهاجرت کرده، نمی‌تواند بار سنگین تنهایی خویش را تحمل کند، پس به دنبال یافتن دوست است و با بار عظیمی از نیازهای برآورده نشده و عقده‌های ذهنی‌اش، رابطه‌ای عاشقانه را شکل می‌دهد. رابطه‌ای که تنها به دلیل پر کردن خلأ‌های ذهنی و روحی اوست؛ و نه چیز دیگری. جالب آن است که در اوایل ارتباط، به جهت سریع پر کردن خلأ‌های یکدیگر، همه چیز بسیار مطلوب است و هر دو طرف احساس رضایت و شعف فراوانی دارند و بعد از گذشت زمانی کوتاه (شاید یک ماه یا کمتر یا بیشتر) ارتباط فرسایش پیدا کرده و هر دو طرف ارتباط خود را قطع می‌کنند.

این روند شکل‌گیری روابط و ترک کردن، آنقدر تکرار می‌شود که هر انسانی را بالاخره از پای می‌اندازد تا در نهایت شخص را یا بی‌تفاوت و بی‌بند و بار کرده یا آن‌که از آدمیزاد به دور می‌کند.

راه‌حل چیست؟

راه‌حل عقده‌های ما و تمام مشکلاتی که از نیازهای روانی ما سرچشمه می‌گیرند که همه‌ی روابط ما را تحت شعاع قرار می‌دهند، تنها و تنها یک چیز است : خودکفایی

درست است که انسان برای برطرف کردن نیازهای روانی خویش نیاز به محیط بیرون و اطرافیان خود دارد اما دلبستگی به محیط برای به انجام رساندن این امر، بسیار دردناک و کشنده است چرا که محیط اطراف ما، با توجه به عدم آگاهی مردم، نمی‌‌تواند هوشیارانه و با تداوم به برآورده شدن نیازهای ما کمک نماید و شاید بهتر که هیچ، بدتر هم بشود.

به برهان همین جهل‌ و نادانی که در جامعه و خانواده‌ها وجود دارد، ما باید به خودکفایی برسیم، تا افسار حرکتِ زندگی‌مان در دست کسی نباشد و خود بتوانیم به خوبی نیازهای روانی درون خویش را برطرف نماییم.

درباره رفع نیازهای روانی توسط خویشتن و خودکفایی سخن‌ها بسیار است که در مقالات بعدی به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

جمع بندی

با توجه به آگاهی نسبت به نیازهای روانی و تأثیر مستقیم و غیر مستقیم آن بر انتخاب‌ها و روابط اطرافمان، حال می‌توانیم با علم به این موضوع هوشمندانه‌تر وارد یک رابطه عاطفی شده و در نظر داشت که نباید صرفاً به خاطر پر کردن خلأ‌های ذهنی خود ارتباط عاشقانه‌ای را شکل داد.

با دانستن همین مبحث، می‌توانید یک گام از دیگر افراد درمانده جامعه جلوتر باشید.

به قلم کامیار ارباب زی

 

 

لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
کامیار ارباب زی
من، کامیار ارباب‌زی به صورت حرفه‌ای در حوزه گویندگی فعالیت می‌کنم و کمی هم دست به قلم دارم و کتابَ‌ کی هم‌ نوشته‌ام؛ به موزیک‌های بی‌کلام و کارهای هنری علاقه‌مندم؛ و عاشق تنظیم صداها و افکت‌ها هستم.

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − هفت =