دغدغه زندگی

دغدغه زندگی

دغدغه زندگی

به خاطر دارم که بعضی اوقات و بعضی لحظات، توی روزمرگی‌ها و شلوغی‌های هر روزه زندگی‌ام، واقعاً توانایی انجام هیچ‌کاری را نداشتم و به اصطلاحی ذهنم خشک می‌شد. فراموش می‌کردم که به خاطر چه از صبح تا شب باید دوندگی کنم و به حرف‌های مردم گوش دهم و حتی نفس بکشم.

در این لحظات واقعاً شرایط سختی را تجربه می‌کردم و از احساس سردرگمی عجیبش انسان حاضر است به هر چیزی که قبلاً ترکشان کرده، پناه ببرد. یکی از آن‌ چیزها می‌تواند سیگار باشد!

پیشنهاد می‌کنم که در هنگام خواندن این مطلب، به این قطعه‌ی زیبا از مکس ریختر، نوازنده و آهنگساز بی‌نظیر، گوش بدید 🙂

Max Richter – What Had They Done

چرا اینقدر سخت است؟

به این خاطر که یک سؤال تمام ذهن را مشغول به خود می‌کند :

« به چه دلیل من این کار را انجام می‌دهم؟ »

در این لحظه ما فراموش نکرده‌ایم که چه جوابی باید به این سؤال داد، بلکه جواب‌هایی داریم اما جواب‌ درستی برایش نداریم. شاید پاسخ ما پول درآوردن و دغدغه پرداخت اجاره منزل باشد، و شاید هم به خاطر دغدغه جلب رضایت شخصی. اما آیا واقعاً با تکیه بر این جواب‌ها می‌توان با تمام توان حرکت نمود و دلیلی نهایی برای حرکت خود یافت؟

اشتباه بزرگ همه ما همین است که به این نمی‌اندیشیم که کارهایمان را به چه نیت و هدفی انجام می‌دهیم و چه دغدغه‌ای در پس آن داریم.

این بی‌هدفی موجب می‌شود که افسار زندگی ما و دغدغه‌های ما به دستان زمانه و جامعه سپرده شوند و هر آنچه که آنان بخواهند، ما برای خود می‌خواهیم و ما حتی متوجه این ظلمی که بر وجود خود وارد می‌کنیم نمی‌شویم و زمان ارزشمند خویش را به مانند حرکت ذرات معلق در هوا که در زیر نور خورشید نمایان  می‌شوند، بی‌ارزش می‌پنداریم و به آن توجهی نمی‌کنیم.

و اگر کسی ارزش زمان را به واقعیت و مفهوم واژه‌اش درک نماید، هیچ‌گاه لحظه‌ای را از دست نخواهد داد. و از این اسارت محیط خود را رها خواهد کرد.

اینکه انسان بخواهد از چیزهایی که هست به چیزی دیگر تبدیل شود، در اوایل بسیار سخت خواهد بود اما با حرکت بیشتر، تغییر کردن به مسیری لذت‌بخش مبدل می‌گردد و نویدبخش آینده‌ای سرشار از موفقیت‌های بزرگ خواهد بود.

حال که تسلط محیط را بر خود یافتیم و حاضریم سختی تغییر را به جان بخریم، باید به دنبال جوابی برای حرکت خود باشیم. جوابی که انتهایی نداشته باشد و فراتر از دغدغه‌های کوچک انسان‌های امروزی و جامعه باشد. و هر چه که این دغدغه و هدف ما بزرگتر باشد، به طبع توانایی انجام کارهای بزرگتری در ما ایجاد خواهد شد و کیفیت بازدهی و خروجی ما نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

و این دغدغه شخصی ما می‌تواند هر چیزی باشد، اما اصل مهم آن است که در درجه اول باید انتخاب خودمان باشد و نه جامعه اطرافمان و در درجه دوم هدفی والا به دنبالش باشد.

بنابراین اگر این احساس فراموشی به شما دوست عزیز دست داد، نیازی به بدبینی نیست که این اتفاقی درست در مسیر زندگی ماست که نشان می‌دهد ما ذهنی پرسش‌گر و پویا داریم که به دنبال رشد است. و در چنین مواقعی نیاز به تفکر و تأمل بیشتر و شناختن دنیای درون خویش داریم.

دنیای درون ما آماده است که کشفش کنیم و خواسته‌هایش و ویژگی‌هایش را بشناسیم و اگر با آن همراه شویم، به بهترین ها که هیچ‌ به والاترین‌ها خواهیم رسید.

و همین شناخت و داشتن دغدغه‌های اساسی درست در زندگی، به ما انرژی و توان حرکت‌هایی بزرگ را می‌دهند.

به قلم کامیار ارباب زی

 

ویدئو دغدغه زندگی :

گویندگان : سیده هدی قاسمیان و کامیار ارباب زی

 

لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
کامیار ارباب زی
من، کامیار ارباب‌زی به صورت حرفه‌ای در حوزه گویندگی فعالیت می‌کنم و کمی هم دست به قلم دارم و کتابَ‌ کی هم‌ نوشته‌ام؛ به موزیک‌های بی‌کلام و کارهای هنری علاقه‌مندم؛ و عاشق تنظیم صداها و افکت‌ها هستم.

مقالات مرتبط

2 Comments

Avarage Rating:
  • 0 / 10
  • Avatar
    سجاد رنجبر , 5 تیر 99 @ 1:21 ق.ظ

    هیجان انگیز بود، هم شروع خوب و هم جمع بندی خوبی داشت. احسنت

    • کامیار ارباب زی
      کامیار ارباب زی , 7 تیر 99 @ 12:17 ب.ظ

      مرسی، تمام تلاشم رو کردم که حق مطلب ادا بشه

پاسخ دادن به کامیار ارباب زی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + بیست =