دل و قلوه فروشی شبکه نمایش خانگی

دل و قلوه فروشی شبکه نمایش خانگی

دل و قلوه فروشی شبکه نمایش خانگی

این روز ها بساز بفروشی های شبکه نمایش خانگی کم به چشم نمیخورد.

خوشبختانه یک تنه در حال به دوش کشیدن القا بار معنایی سریال های ترکیه ای و ماهواره ای به مردم ایران است.

عشق های چند سویه، علاقه ها و روابط مثلثی، روابط آزاد، عشق های بی تعهد، هوس بازی، بی حیایی، تفاوت چند صد میلیونی با زندگی مردمی که زیر خط فقر به سر می‌برند.

روابطی که به هر شخص متخصصی در حوزه خانواده نشان داده شده بلا استثناء همگی اذعان داشتند که این عشق ها عشق های خیالی و دور از استاندارد های یک رابطه صحیح است  حتی گاهی اوقات این فاجعه به روابط اروتیک یا بهتر بگویم  بر اساس امیال جنسی است.

گوینده: محمد هاشمی

این ها همه عناوین فوق العاده ایست که به نظرم میتوان تمام قد ایستاد و برای عوامل این سریال ها  و مسؤولین مربوطه وزارت ارشاد ایستاد و ساعت ها آن ها را تشویق کرد.

راستی تا یادم نرفته

عزیزانی که قصد نفوذ فرهنگی در رسانه های ایران و تخریب فرهنگ این مملکت را دارند دست نگه دارند خرج اضافی نکنند ما نه احتیاج به شبیهخون فرهنگی داریم نه تهاجم فرهنگی نه ناتو فرهنگی، ما در حال خود زنی فرهنگی هستیم خیال همگی راحت

اصول درام و یا عاشقانه نسبت به فرهنگ های مختلف زاویه دیدش تغییر میکند چطور ممکن است که عوامل سازندگان این مدل سریال ها متوجه تفاوت چند صد میلیونی سطح مالی کاراکتر های داستان با سطح متوسط جامعه نشده باشند.

عشق و علاقه و وابستگی در فرهنگ های مختلف به گونه ای خاص بروز پیدا میکند به عنوان مثال شما نگاهی به عاشقانه های نظامی یا فردوسی بیندازید و تفاوت آن را با ادبیات همان زمان های غرب مقایسه کنید متوجه این موضوع میشوید.

چطور ممکن است که نویسندگان برخی از این سریال ها با اصراری غیر قابل توجیه علاقه به تشبیه سریال به روابط و عشق های ترکی دارند؟ مردم ما چندین کیلومتر زیر خط فقر اند حال شما بیایید یک مراسم عروسی چند صد میلیونی نشان دهید؟! بعد حالا هر چقدر هم بگوییم عروسی ساده مگر از دل یک دختر جوان که تمام خوشی زندگیش گاهی فقط روز عروسی است آن ماشین و فضای لاکچری پاک میشود.

شما مسئول دل شکسته آن هایی هستید که در آرزوی آن عروسی ها حسرت میخورند

عزیزان کارگردان ای کاش که همان قدر که دوستت دارم و عاشقتم مثل نقل نبات در سریال های تان ریخته است، علت فیلم سازی های تان هم عشق و علاقه به مخاطب بود؛ شرم آور است وقتی از کارگردان یکی از این مدل سریال ها پرسیده میشود چرا خانمی با سن بالا را در نقش دختری جوان جازده اید میگویند برای فروش بوده است.

با خودمان گفتیم فکر بد نکنیم بالاخره فروش بخشی از اهداف کار است تا این که یکی از بازیگران همین سریال در مصاحبه از بازی در این سریال ابراز پشیمانی کرد و بیان کرد که تلاشی برای هنر ندیده اند  و نویسندگان بیشتر مینوشتند تا بیشتر بفروشند.

کارگردان هایی که در آثار فاخر ایشان، به اثر کم نظیر رحمان 1400 بر میخوریم که به گفته تمامی منتقدان تاکید میکنم، تمامی منتقدان یک اثر بی کیفیت  تلقی شده و یک کار مبتذل از ایده تا اجرا بوده است؛ بگذریم که روضه فیلم رحمان آنقدر باز است که به یک مجال دیگری نیاز است تا در این باره حرف بزنیم.

آقایان، عوامل و برادران مسؤول از شما خواهش دارم که حداقل یک بار یک میکروفون بردارید و از بچه های دوازده و سیزده ساله تا جوانان سی و چهل ساله بپرسید که چند عشق شکست خورده یا چند رابطه ناموفق داشته اند و الان در چه روابطی هستند!

لطفاً نگاهی به آمار ها بی‌اندازید

فکر نمیکنید یک سر دلایل کاهش آمار ازدواج، ازدیاد روابط آزاد، بالا رفتن آمار طلاق های عاطفی، ازدواج های غلط و… شما هستید؛ حمل بر توهین نباشد اما  چون شما یکی از سردمداران تولیدات فرهنگی برای قشر جوان جامعه هستید عرض کردم.

آقایان شما به جای اینکه برای ساختن سریال هایی با محوریت ازدواج خانواده عشق و … چشمتان به صورت های بزک شده سریال های آن ور آبی باشد لطفاً گوش به سخن متخصصان این موضوع سپرده و بعد برای ایده پردازی هنری و غالب اثر گذار میشود حتی به سینمای آمریکا هم رجوع کرد.

ما باید محتوایی بومی تولید کنیم که برای مشکلات امروز جوانانمان مثل شکست عشقی چگونگی انتخاب همسر روابط درست بشود و یک پاسخ در خور جوان ایرانی داشته باشیم؛ جوانانی که از یک طرف گیج شلوغی های نظرات روانشناسانه  برخی احمق ها هستند و گاهی مسخ رسانه شما.

درست است که آدم های بی تخصص اظهار نظر هایی میکنند و 32 درصد آمار مطالب دروغ روانشناسی فضای مجازی را  به دوش میکشند اما امثال انسان های با سواد کم نیستند که علاج واقعی این موضوعات را بدانند؛ علاج این مخمصه ها که واقعاً مشکلات مهمی هم هستند سیگار نیست، آدم کشی نیست، انتقام نیست، افسردگی و انزوا گزینی نیست و بی بند و باری نیست. شما مسؤول بخشی از حال بد جوانان هستید و باید پاسخگوی دل های شکسته و عواطف ترک برداشته‌ای باشید که می‌توانستید به جای بدتر کردن مشکلات، مرهم زخم جوانان باشید و این پتانسیل را داشته و هنوز هم دارید.

اصلا ما دروغ میگوییم قضاوت را به عهده مردم میگذاریم؛ مردم عزیز ایران بشمارید آثار عاشقانه ای که در ایران تحت عنوان فیلم و سریال ساخته شده اند و با محوریت خانواده بوده است!

اگر واقعا این عاشقنه ها عشق را به جوانان ما یاد میدهد پس چرا آمار ها چیز دیگری میگوید؟

از طلاق عاطفی تا رسمی تا آمار ازدواج تا ….

درست است که مشکلات اقتصادی و سیاسی دخیل اند اما آیا نباید این آثار اندکی از این مشکلات بکاهید

عوامل سریال ها و مسئولین مربوطه دقت کنید…

اگر هم این چیزها برای شما مهم نیست پیشنهاد میکنم برای پول بیشتر هم که شده  آثاری بسازید که بر مبنای فرهنگ ملی باشد؛ فرهنگی که در بخشی قابل توجهی از جامعه فراموش شده. آن وقت میبینید که وقتی حرف درست و متخصصانه میزنید و وقتی واقعاٌ درمان درد میشوید، مردم بیشتر می‌خرند تا این مدل ساختن‌ها را.

به قلم محمد هاشمی (شمع)

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
محمد هاشمی
نفر اول مسابقات سخنوری ملی رسا، گرفتار عشق کارگردانی و نویسندگی و گویندگی و به تبع عاشق محمد حسین مهدویان، بهرام توکلی و مرحوم چنگیز جلیل وند

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =