شعر امنیت

شعر امنیت

امنیت

مرگ

از پشت پنجره

با چشمانی باز

مرا نگاه می‌کند

و خود را آرام آرام

از دیوار بالا می‌کشد

با هر صدایی از جا می‌پرم

از هر نجوایی می‌ترسم

مرگ در کسوت پیک

زنگ خانه را می‌زند

زباله را سر کوچه می‌گذارد

حتی لالایی می‌خواند

و صبح‌ها زودتر از من بیدار می‌شود

مرگ صبحانه می‌خورد

و ناهار را با قرار قبلی

به رستوران می‌رود

شام را مهمان چه کسی است؟

فایل صوتی شعر زیبای امنیت :

گوینده : کامیار ارباب زی

من می‌ترسم

از هر دستی که سلام می‌کند

و هر چهره‌ای که لبخند می‌زند

من‌ می‌ترسم

و امن‌ترین جای جهان

آغوش توست

بیا و این کشور امن را

در نقشه‌ی جغرافیای جهان ثبت کن

با اولین پرواز

به مقصد آغوش تو

جلای وطن می‌کنم

به قلم فاطمه جواهری زاده

 

ویدئو شعر زیبای امنیت :

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
کامیار ارباب زی
من، کامیار ارباب‌زی به صورت حرفه‌ای در حوزه گویندگی فعالیت می‌کنم و کمی هم دست به قلم دارم و کتابَ‌ کی هم‌ نوشته‌ام؛ به موزیک‌های بی‌کلام و کارهای هنری علاقه‌مندم؛ و عاشق تنظیم صداها و افکت‌ها هستم.

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =