عاشق او هستم، امّا او نمیداند….

عاشق او هستم، امّا او نمیداند….

عاشق او هستم، امّا او نمیداند….

موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه ‌است به شب اما نه
شب که این‌قدر نباید به درازا بکشد

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

گوینده: محمد مهدی برجعلی

آری ! عشق. همه‌ی ما تجربش کردیم، چه خوب چه بد، چه آسون، چه سخت‌….
اما مهم این هست که ما تجربش کردیم، ولی مراقب باشیم تا عقل رو معیار سنجش قرار بدیم.

عقل یک‌دل شده با عشق، فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد

زخمی کینه من این تو و این سینه من
من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری‌ست
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

ببینم تا حالا عاشق شدی یا نه شیطون؟

ما باید قبول کنیم که عشق، چه بخواهیم و چه نخواهیم اتفاق می‌افتد.
قبول کنیم که این ما هستیم که زندگی خودمون رو جهت میدیم.
قبول کنیم که گاهی وقتا در رابطه‌ی عشقولانه‌‌ی خودمون، دچار شکست میشیم.
قبول کنیم…………

سخته….
میدونم….
ولی باید دردشو تحمل کرد.
گرچه طاقت فرساست.

همین شخصی که داره این مقاله رو مینویسه هم عاشقه.
منظورم خودمه. عاشق یک کسی هستم که اون اصلاً نمیدونه که من عاشقش هستم.
یکی از راهکار هایی که به شما کمک میکنه تا بتونین عشق رو تحمل کنید، نوشتن هست.
به خدا نمیدانید که این نوشتن چه تاثیری در زندگی ما انسانها داره.
اونقدری نوشتن ارزش داره، که خداوند در کتاب قرآن به اون قسم یاد کردند.

فرمودند:
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نويسند.

واقعاً قابل ستایش هست.

(مراقب شیطان در عشق باشیم)

باید در عشق مراقب باشیم، تا هرچقدر هم اگه در چاله چوله های روزگار فرو رفتیم، دست به خطاهای متعدد نزنیم.
یادمون باشه، عشق مقدسه.
تکرار میکنم، عشق مقدسه.

چرا عشق مقدسه؟

یکی از دلایلی که موجب میشه تا ما به مقدس بودن عشق ایمان بیاریم این هست که انسان رو متحول میکنه.
یادتونه هنگام تحویل سال گفتیم حَوِّل حالِنا اِلا اَحسَنِ الحال؟
این خودش عشقه.

چرا عشق رو فقط در رابطه های جنس مخالف عشق میدونیم؟

یکی از دلایلش شاید به نظر من این باشه که، طرز فکر انسانها در این مورد با هم تفاوت از زمین تا آسمان دارد.

حالا بریم سراغ یه موضوع خیلی مهم

عشق به خدا
مهمترین و اولین نیاز انسان در مسیر عشقبازی با خداوند، شناخت خداوند به معنای وسیع کلمه و ایمان به او است. حوزه شناخت انسان در مسیر خداشناسی خاص یک رشته از علوم نیست. این مرحله از سلوک و خودسازی از طریق مطالعه و اندیشه تحصیل می شود. حوزه های مطالعه و اندیشه شامل تمامی حوزه های معرفت دینی، عقلی، عرفانی و تجربی می شود و ما در عرصه کسب دانش هر کتابی که می خوانیم و هر دانشی که فرا می گیریم به نحوی با شناخت خداوند در ارتباط است.

من خودم واقعاً خیلی عاشق خدا هستم. حالا شاید کلامی باشه، ولی در قلب خودم همیشه احساسش میکنم.

من عشق رو شخصاً از زبان مولانا دوست دارم و زیباست.

مولانا عشق را طبيب و آموزگار مي خواند؛ دو صفتي كه در پيامبران هست. سخن مولانا به اين معناست كه اگر عشق طبيب است، فرد بيمار را درمان مي كند.اگر درمان نشد، عاشق نيست. كسي كه عاشق پول است، بيماري اش با عشق درمان نمي شود.
بلكه صدها برابر مي شود، هرچه پولش بيشتر مي شود، كج خلق تر مي شود، اين شخص را چگونه مي توان عاشق گفت؟

مست و خندان زخرابات خدا مي آيي** بر بد و نيك جهان همچو شرر مي خندي

هم او در مثنوي مي فرمايد:

هر كه را جامه زعشقي چاك شد** او ز حرص و جمله عيبي پاك شد

اين عشق هر عشقي مي تواند باشد، فرقي نمي كند؛ دراينجا تفكيكي ميان زميني بودن و آسماني بودن نيست. …

به نظر مولانا در دنيا همه كاري بازي است، جز عشق بازي:

جهان عشق است و ديگر زرق سازی همه بازي است الّا عشق بازي

كار آن دارد كه حق را شد مريد
بهر كار او ز هر كاري بريد

ديگران چون كودكان اين روز چند
تا به شب بر خاك بازي مي كنند

حالا کلام آخر…..
خواهشاً، هیچ وقت برای عشق التماس نکنید. چون عشق وقتی معنادار میشه که انسان بدون التماس کردن، دردش رو بکشه.

اگر داستان عاشق شدن خودمو براتون بگم که خیلی خندتون میگیره.
ولی جالبه…
هنوزم عاشقش هستم.
و این مقاله رو تقدیم میکنم به اون (……) در حالی که خودش نمیدونه.
امیدوارم که روزی این مقاله به دستش برسه و مطالعش کنه‌.

میخوام یه شعر دلی براتون بنویسم، حتماً با حس خوب و اگر امکانش هست با صدای بلند بخونینش.

حافظ این بیت رو در وصف حال من سروده.

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

علی رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره‌ي تو حجت موجه ماست

اي دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی …!

الا یا ایها الساقی..

امیدوارم که از این مقاله لذت برده باشید. انشاالله

به قلم محمد مهدی برجعلی

 

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
محمد مهدی برجعلی
محمد مهدی برجعلی هستم. علاقه بسیار زیادی به حوزه گویندگی دارم. هم اکنون در رشته ادبیات و علوم انسانی تحصیل می کنم و دوست دارم که در گویندگی مهارت های زیادی رو کسب کنم.

مقالات مرتبط

1 Comment

Avarage Rating:
  • 0 / 10
  • Avatar
    آرین , 12 خرداد 00 @ 8:38 ب.ظ

    عالی بود ماشالله👍👌😍❤9

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − دو =