معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال

به قلم مریم گٌلی

درست 32 سال قبل، زمانی که رمان ماتیلدا در رده سنی کودک و نوجوان به تصویرگری کوئنتین بلیک نوشته شد، آقای رولد دال حتی فکرش رو هم نمی‌کرد در ایران این کتاب به چاپ پانزدهم به بعد هم برسه. از بین تمام آثار او، ماتیلدا به چنان شهرتی رسید که در بین رمان‌های تخیلی با ماجرایی طنز، جایگاه شیرین خودش رو پیدا کنه. رولد دال بهترین نویسنده مرد انگلیسی شناخته شده و نشر افق چاپ این اثر رو در ایران انجام داده. در خصوص مهم‌ترین آثار رولد دال، چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر هستن که بیشتر آثار او به صورت فیلم هم در اومدن.

پادکست معرفی داستان:

راوی: مریم علیمردانی

به دلیل اینکه پایان داستان‌هاش قابل حدس زدن نیست و کاملا غیر‌قابل پیش‌بینیه، گره‌افکنی‌های داستانیش باعث شده که اون رو، به عنوان کسی بشناسن که غیر‌منتظره می‌نویسه.

با اینکه بیست سال از مرگ رولد دال می‌گذره اما همچنان به خوانندگان آثارش در رده‌های سنی بزرگسالان هم اضافه شده و این امتیاز باعث شده که رولد دال به عنوان یکی از صد شخصیت محبوب کودک‌نویس شناخته بشه.

در صفحات ابتدایی کتاب، موقعی که نویسنده می‌خواد پیش زمینه و مقدمه‌ای در ذهن خواننده ایجاد کنه و بعد به اصل ماجرا برسه، از خانواده‌هایی می‌گه که بچه‌های بی‌استعدادی دارند ولی اون‌ها رو چنان خاص و نابغه و بی‌نظیر می‌دونن که خودِ مربیان و مسئولین مدرسه هم، توان متقاعد کردن والدین رو ندارن که بچه‌شون کم استعدادتر از هر آنچه تصور می‌کنن، هست. بر عکس والدین شخصیت اصلی داستان که قدر دختر خارق‌العاده‌شون رو نمی‌دونن. دختری که در سه سالگی، قادر به خوندن و نوشتنه و پدر و مادرش توانایی‌های اون رو نه تنها عالی نمی‌دونن بلکه اون‌ها رو رنج آور و بی‌ارزش یاد می‌کنند.

ماتیلدا سرنوشت دختر بچه‌ایه که خانواده‌ش یعنی آقا و خانم ورد ود به همراه برادرش مایکل از اون متنفرن و اون رو مایه‌ی خجالت خانواده می‌دونن. در ‌گیر و دار ماجراهایی که در طول داستان برای ماتیلدا پیش میاد که اصلا دوست نداریم قصه رو لو بدیم تا انگیزه کافی برای مطالعه این کتاب جذاب رو داشته باشین و پیشنهاد می‌دیم حتما به سراغش برین و هیجانات پیش اومده رو خودتون لمس کنید، باید گفت این بچه‌ی شیطون، شیرین زبون، باهوش و نابغه، والدین بدجنس و بی‌احساسش رو به مرحله‌ای می‌رسونه که به اسپانیا فرار می‌کنند و از اون به بعد سرنوشت جدیدی براش رقم می‌خوره. پدر ماتیلدا مردی کلاه‌بردار و حیله‌‌گر بود که از راه تعمیر موقت و لحظه‌ایِ خودروهای درب و داغون مردم، اون‌ها رو به آدم‌هایی دیگه می‌فروشه که دیگه حتی بهش دسترسی هم نخواهند داشت و از این راه، پول زیادی هم بدست میاره و این کار رو از افتخارات با ارزش زندگیش می‌دونه. مادرش هم زنی خوش‌گذرونه که دائم به فکر خودش و ارتباطات با دوستانشه.

پادکست بخشی از داستان:

راوی: مریم علیمردانی

ماتیلدا با تمام کوچک بودنش بارها تمام تلاش خودش رو کرده تا به خانواده‌اش ثابت کنه که برخوردشون اشتباهه و اون‌ها رو متوجه رفتارهای زشت‌شون کنه، اما اون‌ها همیشه با بی‌احترامی باهاش برخورد می‌کنن و دائم اون رو با الفاظی مثل بی‌ریخت و خنگ و بی‌استعداد و بی‌عرضه و بی‌خاصیت صدا می‌زنند. گرچه بر خلاف تصورشون، هر بار ماتیلدا به جای نا‌امیدی و دلسردی از این تلاش‌ها، به نقشه‌های جدیدی فکر می‌کنه که در این راه، حتی معلمِ خودش، خانم هانی رو هم متعجب کرده؛ تنها کسی که متوجه نبوغ بی‌نظیر ماتیدا می‌شه.

اگر بخوایم در مورد نوع نگارش این رمان صحبت کنیم، به جرات می‌تونیم به سلیس و جذاب و گیرا بودنش اشاره کنیم. جابجایی صحنه‌ها به خوبی انجام شده و باعث ذهن‌پرانی نمی‌شه. داستانی پر از شور و هیجان که تصویرگری توصیفات داستان، در ذهن هر آدمی به تناسب برداشتش از اون وقایع بستگی داره.

توصیف ظاهری شخصیت اصلی داستان موقع تعطیلی از مدرسه و رفتن به کتابخونه، بعد از ساعت‌ها پشت میز نشستن سر کلاس درس و استفاده از کتاب‌های قطور با ابعادی خارج از تناسب با جثه‌اش و این‌که به دنبال آثار نویسندگان فاخری‌ست که با درکی بالا و اشتیاق به پایان‌شون می‌رسونه و همچنان با ذوق به دنبال لیستی از بقیه نویسندگان بزرگ هست. این روایات نشون می‌ده که کودک درکی فراتر از حد کودک عادی داره. تند‌خوانی و سریع به حافظه سپردن مطالب کتاب‌هایی فراتر از سن شناسنامه‌ای و مدرسه‌ای ماتیلدا تنها شامل ادبیات نبود. بلکه از نظر محاسبات و ریاضیات هم، به سرعت قابلیت محاسبه‌گری داشت و همون روز اول مدرسه که خانم هانی کنجکاو شده بود که والدین ماتیلدا رو ببینه و در مورد  استعداد‌های شگرف شاگرد استثناییش با اون‌ها صحبت کنه، وقتی متوجه می‌شه که ماتیلدا توضیح می‌ده که اون کاملا تنهاست و خانواده کمترین توجهی بهش ندارند، تصمیم می‌گیره تا جایی‌که می‌تونه اون رو همراهی کنه تا بتونه از این شرایط، به بهترین نحو ممکن نجات پیدا کنه. در این بین، مدیر مدرسه یعنی خانم ترانچبول که دست کمی از بدجنسی‌های والدین ماتیلدا نداشت، از تمام کودکان متنفر بود و اون‌ها رو مورد آزار و اذیت قرار می‌داد و شخصیتی پلید داشت که همه بچه ها ازش وحشت داشتن؛ به خاطر لباس پوشیدنش، قیافه ترسناک و اعمال خشنی که منحصر به خودش بود. ولی اون هم نتونست ماتیلدا رو نا‌امید کنه و در تمام درگیری‌‌هاش با اون ضایع می‌شد و شکست می‌خورد و ماتیلدا به روشی بسیار خاص، انتقام سختی هم ازش گرفت که در ادامه‌ی ماجراها به اون پی می‌برین.

رمان ماتیلدا از ابتدای وقایعی که نویسنده شخصیت‌پردازی می‌کنه و توصیف فضای داستانی، به خواننده کمک می‌کنه که به راحتی همزاد پنداری کنه و خودش رو لحظه به لحظه در جایگاه تمام شخصیت‌ها تصور کنه. زبان ساده و به کار بردن مثال‌ها و تشبیهات در مورد آدم‌های قصه، چنان مخاطب رو جذب ماجرا می‌کنه که مدت‌ها بعد از تموم شدن داستان حتی به سرنوشتِ آینده‌ی ماتیلدا هم فکر می‌کنه و آرزو داره که ای کاش داستان ادامه پیدا می‌کرد.

 این کتابِ دویست و سی و دو صفحه‌ای رو به خاطر اتفاقات بسیار هیجان‌انگیزی که فقط با خوندن داستان به واقعیتش پی می‌برین، بخونین. باز هم برای لو نرفتن داستان به شما توصیه می‌کنیم که خودتون دنبالش باشین. بیشتر از این در ‌مورد وقایعی که پیش میاد توضیح نمی‌دیم تا بر خلاف آنچه که تصور می‌کنین به پایان داستان برسین و حتی باورتون نمی‌شه اصلا خانم هانا کی بود و چکار کرد و چه نقشه‌ای برای آینده‌ی ماتیلدا داشت که این هم از جاذبه‌های غیر قابل پیش‌بینی بودن داستان‌های رولد دال هست.

به قلمِ مریم علیمردانی

 

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
مریم علیمردانی
مریم علیمردانی هستم. فارغ تحصیل در رشته های گرافیک + زبان و ادبیات انگلیسی. صاحبِ قلم .صاحب قلم مو و صاحب میکروفن. باجدی نویسی طنز نویسی رو شروع کردم. حامی حیوانات. بااینهمه لطافت در نیروگاهی زمخت باعشق و افتخار سالهاست مشغول بکارم . قصه های مریم گُلی رو که پیدا کردین یادتون باشه یادش باشین با دوستاتون کلی بخندین

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − سه =