“پرفیوم یا ادیوتویلت؟” مسئله این است! (1)

“پرفیوم یا ادیوتویلت؟” مسئله این است! (1)

پرفیوم یا ادیوتویلت؟ مسئله این است! (1)

به قلم مریم گُلی
  1. ترجیح می‌دین عطرکادو بگیرین یا کادو بدین؟
  2. ادیوتویلت یا پرفیوم؟
  3. چقدر برای عطر هزینه می‌کنین؟
  4. از‌ اونایی هستین که سیگنِیچِرتون عطرتون باشه، هر جا وارد می‌شین؟
  5. پیش اومده کسی بگه فلان‌جا‌ رفتم یادت افتادم چون مثِ بوی تو رو داشت؟
  6. شده مثلا به کسی لباس هدیه بدین و از عطرخودتون روی اون لباس بزنین و مدت‌ها برای طرف بمونه و براتون غش کنه؟
  7. شده عطری هدیه بگیرین و وقتی کات می‌کنین، اون عطر،دیگه خاص‌ترین بوی دنیا نباشه بلکه اوق‌آورترین بویِ دنیا رو براتون یادآوری کنه؟ 😊
  8. تا حالا فکر کردین عطر مورد علاقه‌تون چیه؟ هم برند هم رایحه؟

 با توجه به جواب‌هایی که تو ذهن‌تون دارین، نقد زیر رو دنبال کنین.

گوینده: مریم علیمردانی

عمرا اگر می‌دونستین عطر‌ها فرمول‌های محرمانه‌ای دارند. ینی عمرا!

منم اگر فرمولش رو می‌دونستم و اگر هم عطرساز بودم، باز هم اون بویی که توی اون کمپانی اولیه داره تولید می‌شه رو، نمی‌تونستم بسازم هرقدر هم کار‌بلد باشم.

 اولا بگم که ادکلن و عطر و اسپری و تویلت و پرفیوم همه‌شون با هم فرق دارن. برای همینه که اونایی که عطر بازهایی لاکچری هستن، براشون مهمِ حتما ادکلن یا عطری اورجینال بخرن که نه تنها فیک نیست، بلکه توسط شرکت‌های تولید‌کننده‌ی تحت لیسانس هم حتی نباشه. فقط از خود فرانسه و ایتالیا بیاد در جهان اول توزیع بشه نه به سفارش کشورهای جهان سوم و جای هیچ تقلبی رو باز نذاره.

چون ادکلن موقع تولیدش، تحت تاثیر بوهای محیطِ لابراتوارها قرار می‌گیره (بو که می‌گم ینی بی‌بویی، یعنی خلا، ینی حتی اگر محیط خنثی و کاملا بی‌بو باشه که واقعا تاثیر نداره روی ساخت عطر) ولی همون بی‌بویی، همون خلا در هر شرایطی متغیر هست و تاثیر‌گذار.

برای همینه که اختلافات چشمگیر قیمتی داره که اون فرمول توسط خودِ سازنده، عرضه بشه یا تحت لیسانس‌ها و فیک‌ها. گرچه اون رایحه برای عوام یکیه اما وقتی کنار هم بو می‌کنی، تازه می‌فهمی که تفاوت از زمین تا آسمان است.

در دهه بیست زندگیم، خوشحال بودم که صاحب بهترین ادکلن‌های معروفی هستم که رایحه‌شون دلم رو برده و از فروشگاه‌های مطرح خریدم‌شون. تا‌ اینکه در دهه 30 زندگیم، عزیز دل‌انگیزی، ساکن جهان اول،  به سفارش خودم چند تا ادکلن کاملا اورجینال و نسبتا گران از بلاد کفر آورد که در این دهه پختگی از زندگیم به این واقعیت تلخ پی‌بردم و تمام این ژست و ذوقم فرو ریخت وقتی تفاوت چشمگیرش رو دیدم. اونقدر این رایحه‌های اصل جهان اولی و فیک جهان سومی با هم فرق داشتند که همون‌جا اولین شکست عشقی زندگیم رو تجربه کردم و بعد از اون دیگه یادم نمیاد با اسم اصل، حتی از اینجا، ادکلنی خریده باشم.

 عمرا اگر می‌دونستید که کارگاه عطر‌سازی اولیه‌ای که در جاهای دور دور کشف شده، حدود 5000 سال قدمت داره ولی ما هنوز در اطراف‌مون عزیزانی رو داریم که بوی تن‌شون یادآور جنازه‌ی گربه مرده‌ای‌ست که ده روز قبل توی لوله دودکش یه خونه قدیمی گیرکرده. پس خوش‌بویی، قصه امروز و دیروز نیست. بلکه قصه‌ی دورترین دیروزهای دیروز هست.

یه چیز مشترکی که تقریبا در ذهن اکثریت ثابته، این‌که یه فلش‌بَکی به گذشته زدند که با چی خاطره دارند. چه خوب که اون خاطره یا ادامه داشته یا به شایستگی از اون دوره عبور کرده. حالا حتما نمی‌خواد قصه عشقی باشه که شایدم به شکست عشقی تبدیل می‌شه و باز بسته به دل‌بستگی یا دل‌کَندگی، تمایل یا عدم تمایل به خرید اون در زمان حال، خودش رو نشون می‌ده که آیا هنوز هم دلت می‌خواد در گذشته سیر‌کنی یا نه، بند ناف رو قطع کردی!؟ با توجه به میزان حسی بودن یا یُبس بودن افراد با هم فرق داره.

گاهی بوی یه سری چیز‌ها برای استفاده شخصی نیست. مثل بوی عطر فروشگا‌هی خارجی که خوراکی‌های خوشمزه داره یا فروشگاه‌های لوکسی که محل رفت و آمد آدم‌های خفن و پول خرج کن هست، هرگز از ذهن نمی‌ره.

قطعا انتخاب ادکلن و عطر صد در صد بیانگر شخصیت شما نیست ولی بی‌تاثیر هم نیست. چه بسا لایه‌های پنهانی، که از شما رونمایی می‌شه. وقتی وارد یه جا می‌شین، قبل از هر چیز، حتی قبل از لبخندتون، بوی ادکلنی که از شما به اطراف پخش می‌شه حضورتون رو اعلام می‌کنه، بعد کفش و آرایش و لباس و…! ولی اگر اون آدمِ بقول ما امروزی‌ها با کلاس نباشه، یه جا خودش لو می‌ره.

چون آدم‌هایی که فِیک هستند درست مثل ادکلن‌ها که یا در نُت آغازین یا  میانی و پایانی که خودشون رو بروز می‌دن، اونا هم خودشون رو لو می‌دن. ینی اگر شما خوراکت ویکتوریا سیکرتی باشه که حتی زیر لباس اصلی می‌پوشی و نایک و ریبوک به پا داری ولی دهان مبارکت بوی پونه نده، باید روی صندلی داغ بشینی، تو رو به همراه انوشه و فیروز راهی مریخ کنن تا عطر دل انگیزت در فضا پخش بشه که مریخی‌ها هم بدونن ما خیلی هم راحت زندگی نمی‌کنیم و حسرت‌مون رو نخورن.

شک نکنین که خاطره‌ی تلخ از رایحه، چه مربوط به سلطان قلب باشه با بوی بد و چه آدم منفور با بوی خوش، هر دو به یک نسبت عذاب آورند.

مریم علیمردانی

 

 

لطفا نظر خودتان را با ما در میان بگذارید
مریم علیمردانی
مریم علیمردانی هستم. فارغ تحصیل در رشته های گرافیک + زبان و ادبیات انگلیسی. صاحبِ قلم .صاحب قلم مو و صاحب میکروفن. باجدی نویسی طنز نویسی رو شروع کردم. حامی حیوانات. بااینهمه لطافت در نیروگاهی زمخت باعشق و افتخار سالهاست مشغول بکارم . قصه های مریم گُلی رو که پیدا کردین یادتون باشه یادش باشین با دوستاتون کلی بخندین

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − سه =