سَلطی یا کارتی ؟

به قلم مریم گُلی خانومِ علیمردانی

 

  • اِی نِه! دِگه چی؟! مِخِن مردم نفرینمان کُنَن؟ مِخِن امام حسین مارِ بِزِنه سَقَد بِشِم؟ مُ که موافق نیستوم. مگه مِشه مجلس ائمه ره بِخی کارتیش کنی، بیگی تو بیا تو نیا.

بابا اینو میگه و روی مبل یه پا زیر باسن خم می‌کنه و یه پا آویزون از پایه مبل، از جا نیم‌خیز بلند میشه و دوباره میشینه و کِش شلوارش رو عقب جلو می‌کنه. با صدایی خفه میگه: نِگا، ایی کِشِ تومبون هم بِره مُ کِش نِمِشه. ناسَن میفته از لنگ و پاچه‌ام.

دایی جان لبه‌ی ملحفه سفیدی که روش نشسته بود رو تا میده زیر لبه‌ی‌ پاچه شلوارش تا خاک‌های نشسته به لبه‌ی کوک‌های بازشده اش دیده نشه و پشتش رو به موازاتِ پشتی قالیچه‌ای قرمز صاف میکنه و میگه:

  • حالا اوو دُرُس مِرِه. بیشین آمدِم صُبت کنِم. اوجور داغ نکن. تو بره چی نمِخِی قوبول کنی که الان هر گُسبَند شده دانه چار مِیلون! اگه همینایی که رفتِم سر سفره کاسه‌شان باشن بسه. هم تو فامیل عزت‌مان حفظ مِشه هم به روح بی بی مِرِسه.

خایله خب مُ که حرفی ندروم. ولی ایی جمعیت مگه مِفهمن کارت چیه. اینجه کوچه زردیِ.

همه تِوَقاع دِرَن. دیگ و پایه رِ مالِ خودشان مِدِنن. هم آذون ظهر رِه نِگفتن با سَلط می‌یَن تو صف جا میگیرن. قَده و قوده. ریدیف ریدیف. یِگ موی تنُم راضی نیست. بی بی مان توو گوور مِلِرزه. مُ مِدنوم خدا بیامرز وقتی هم زنده بود پُرفِت بود. همش موگوف آبوورو….. مردم….! هم پرده‌ی سیا که اَلَم مِره رو تیر چراغ برق و تا دم خانه کیشیده مِشه، دِگه دل تو دل هیچکی نیست.

خب پس صلوات بِرفِستِن. دلتِ بد نکن. اللهم صل علی محمد و آل محمد. کارتارِ مودوم همی چاپخانه بِغل ایستگاه سراب چاپ کنن. شِناسه یارو!

ایشالا هم آقا راضیِ هم اسیرای خاک. صلوات دوم رو جلیل‌تر ختم کن.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

ایی چایی‌تان بِره چی نالبیکی نِدِرِ. وَخیز دختر جان. وخیز یَگ نالبیکی بیار چاییم سرد رفت. قند نوموخوام. قیسی مِیسی بیار آروزو جان. همش سرتان تو ایی گوشیای وابومونیه. حالا اگه مُ خواستگار بودُم هم باید از هم در مِکِردُم خودومِ بِره یِگ دِنه قیسی؟ همی کاراره موکُنی که با بیست سال سن تو خانه ماندی. همی آبجی ماره بیبین. سِند و سال تو بود، تو ره داشت.

 

 

 

 

 

*******

دایی جان کارتها رو میاره، بهمراه لیستی که اسامی مهمونا رو روی سر یه جعبه مقوایی شیرینی نوشته.

آرزویِ دایی! نِگا دایی جان:

سِلام

 1: همه‌ی دخترا و عروسای پسر عمه‌ی زن عموی بی بیِ خدا بیامرز. هموو زن عموش که باباش تو کوچه‌ی چَهنو میشینن ها. همه شان. بدون ‌بچه‌های خُردوشان. نِه اونایی که جاده قیدیم اَن!

 اگه بابات پرسید، بوگو او سیری بچه هاشان آمدن، ر…دن به گل‌های باغچه اَه نِگُفتن.

همونجه قِسم خاک بی بی رِه خُردُم دِگه نوموگوم شان.

2: صابخانه‌ی عمه پیرای توو نُوغوون که صندوق وام خانِگی دِرَن با دختر و پسرِ خانگیش.

 او سیری وام بی نوبت داده بهمان.

3:از او وَر هم حاج ممدشان، شوهر عمه‌ی دامادمان با زن دومیش و پسر زن اولیش، مِیتی آقاشان مشرف باد. چون همیشه عزت گذاشتن مارِه با بِچه گفتن.

4: صابخانه‌ی حاج ممد شان بی‌یه. بیوه‌ی تنهاییِ طِلفی، همچی آدمِ دهن داری هم نیس، بی‌یه بهتره. معده‌اش غِذای حوبوباتی جِواب نِمِده. سِند و سالی ازش گذشته. هم سِواب دِره هم اییَم به لجِ همسِدِه بِقَلیشان که همیشه دیگچه مِداد و به ما نِمِداد، حکماً بیه، تا او بِچِزه..! تِموم. و اِلّا مارِ به او ننه مرده چکار.

میام کارتا رِه عصری ازت میگیروم خودوم مودوم دم خانه هاشان. عروس دامادای مایم که کارتی مارتی نیستن. دستِت طِلا!

*******

پاورقی :

سَلطی= سطلی

سَقَد بِشِم= ناکام شدن

ناسَن= ناگهان

گُسبَند= گوسفند

کوچه زردیِ=  از کوچه های قدیمی و معروف مشهد در حوالی میدان شهدا

تِوَقاع دِرَن= توقع داشتن

قَده و قوده = از کوچک تا بزرگ.

پُرفِت= خودخور و دنباله کش

دل تو دل هیشکی نیست= کنایه از بیقراری

تومبون= شلوار

بِرفِستِن= بفرستید

دلتِ بد نکن= نگران نباش

ایستگاه سراب= از محله های قدیمی مشهد حوالی خیابان سعدی

شِناسه= آشناست

نالبیکی= نعلبکی

وَخیز= بلند شو

قیسی= توت خشک

وابومونیه = وامونده

از هم در مِکِردُم خودومِ = عصبانی شدن

سِند و سال= سن

مِیتی آقا (مهدی آقا )

کوچه‌ی چَهنو=  از محله های قدیمی مشهد حوالی حرم مطهر

خُردوشان = کوچک شان

جاده قیدیم= جاده‌ی قدیم مشهد قوچان، دارای بافتی قدیمی که به موازات جاده جدید کشیده شده

او سیری= دفعه قبل

ر…دن به گل‌های و باغچه اَه نِگُفتن= خراب کردند و به رو نیاوردند

نُوغوون= محله نوغان از محله های اصیل منتهی به حرم مطهر

دختر و پسرِ خانگیش= مجرد

عزت گذاشتن= احترام گذاشتن

طِلفی= طفلکی

دهن داری= پرخور

همسِدِه= همسایه

حکماً= حتما

دِنه=  دانه / عدد

دیگچه نوعی نذری لذیذ که در محرم و صفر طبخ میشود و از شله زرد سفت‌تر و از ته دیگ پلویی ظاهری شل تر دارد. میزان گلاب و شکر آن از شله زرد کمتر،زعفران بیشتر و با پودر نارگیل یا پسته تزیین میشود و در پیشدستی بصورت برش خورده، بهمراه قاشق سرو میشود.

کامیار ارباب زی
من، کامیار ارباب‌زی به صورت حرفه‌ای در حوزه گویندگی فعالیت می‌کنم و کمی هم دست به قلم دارم و کتابَ‌ کی هم‌ نوشته‌ام؛ به موزیک‌های بی‌کلام و کارهای هنری علاقه‌مندم؛ و عاشق تنظیم صداها و افکت‌ها هستم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 2 =