راضیه موسایی

راضیه موسایی
راضیه موسایی هستم، فارغ التحصیل حسابداری. از نوجوانی تا اکنون شیفته گویندگی ونویسندگی هستم، به ویژه متن های ادبی. فعالیت هایی هم در این زمینه داشته ام. به آثار هنری توجه خاصی نشان می دهم و دوست دارم با صدا و قلمم دیدگاه متفاوتی رو بین مخاطبینم بدست بیارم و شما رو از روزمرگی دور کنم.

اسیر کمند (بخش دوم)

اسیر کمند (بخش دوم) آمدم سوی تو با گام بلند         در به روی من محتاج نبند وقتی دلم از قیل وقال دنیا می گیرد به سوی اقلیم پاک تسلا، مسجد رو می نهم. آنجا که دعا رنگ وجلوه ی زیباتری دارد. از رنج بی کسی ام کم می شود و از تفریق قلب ها فاصله می گیرم و رو به طریق حقیقت می آرم. انگار مقیاس عشق وبندگی خالصانه است در این پیشگاه مقدس وشیطان دور از دل. آری زیر این گنبد لاجوردی خیل عاشقان پناه می آورند. از مناره ها وگلدسته ها آوای اذان همان سر دلبری می آید.…

اسیر کمند

اسیر کمند از همان سالهای خیلی دورکه نه خواندن می دانستم ونه نوشتن مجذوب تو شدم. کسی در نهاد قلبم، همانجا که زلال ترین احساس ها در آنجا جای داشت در من زمزمه می کرد پیشم بیا،یادم کن، از صدایت لذت می برم. او تنها کسی بود که برای آغازین بار صدایم را ستایش کرد و از من خواست تا بیشتر با او سخن بگویم. در هیاهوهای کودکی، آنجا که بازی وشیطنت نمی توانست جای خود را به چیز دیگری بدهد تو روحم را با احساس نابت تسخیر کردی. از اذکار واعمال نماز بدرستی چیزی نمی دانستم اما به رسم…

رویش زندگی

رویش زندگی دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن خلوت شب آب حیاتم دادند دانه ای که تمام زمستان را زیر تن خاک سرد طاقت آورده و لحظه ها را به شماره نشسته است، سرمای سوزنده زمستان، باران های دنباله دار وبرف های ناگهانی را در نهاد خود پنهان کرده وحال میخواهد با شروعی لطیف مدار حافظه اش را روشنایی بخشد. گام های سنگین رهگذران وزوزه های باد وترس از پوسیدن زیر خاک بی رمق همه را به عشق بهار وجوانه زدن پشت سر نهاده.آه که شرررویش بر دیوار تشنه روحم می چکد. ریاضتی سخت اما جان…