وبلاگ

تشویق کودکان (قسمت دوم)

تشویق کودکان (قسمت دوم) پاداش و تشویق مادی به کودکان این نوع پاداش، شامل وسایلیه که کودک به اون علاقه داره و همیشه از اون لذت می‌بره. اسباب بازی، لوازم تحریر، لباس، خوراکی و حتی پول. ترجیحا توی این روش، پاداش دهی، لوازم و چیزهاییه که کودک نیاز داره تا به عنوان پاداش بهش داده بشه. کودک باید برای رسیدن به این پاداش تلاش کنه و بهترین شیوه، جدول ستاره‌ها یا پاداش‌های ژتونی می­تونه باشه که در ادامه توضیح می­دیم. پاداش و تشویق تفریحی یا فعالیتی تفریحات مورد علاقه کودک نیز می­تونه به عنوان پاداش استفاده بشه. در این مورد،…

داستان کوتاه «توله»

داستان کوتاه «توله» سه روز تمام کارم شده بود گوش دادن به موزیک اونم نه هر موزیکی؛ پنج دقیقه و شانزده ثانیه روی تکرار توی خونه اونقدر گوشش می‌دادم تا خسته میشدم از شنیدنش و پاز و می‌زدم تا برم بیرون. از پله ها پایین که می‌اومدم دوباره پلی می‌شد و دوباره پنج دقیقه و شانزده ثانیه تکراری با طعم توتون. بیست و هشت سالم بود ولی مثل بچه ای که پولش و گم کرده با سری پایین پیاده رو های اطراف خونه رو می‌چرخیدم؛ نگاهم پایین بود اما همه ناهمواری ها طعنه زنان بالاتر و پایین تر از انتظار…

اسیر کمند

اسیر کمند از همان سالهای خیلی دورکه نه خواندن می دانستم ونه نوشتن مجذوب تو شدم. کسی در نهاد قلبم، همانجا که زلال ترین احساس ها در آنجا جای داشت در من زمزمه می کرد پیشم بیا،یادم کن، از صدایت لذت می برم. او تنها کسی بود که برای آغازین بار صدایم را ستایش کرد و از من خواست تا بیشتر با او سخن بگویم. در هیاهوهای کودکی، آنجا که بازی وشیطنت نمی توانست جای خود را به چیز دیگری بدهد تو روحم را با احساس نابت تسخیر کردی. از اذکار واعمال نماز بدرستی چیزی نمی دانستم اما به رسم…

کرونا چه آموخت؟

کرونا چه آموخت؟ کرونا به ما آموخت که انسان در مقابل عظمت هستی و آفرینش خداوندی باید درس های زیادی را بیاموزد و در طی تمام این مراحل، نگاه به خالق را فراموش نکند که اگر عنایت و لطف خداوندی لحظه‌ای از هستی برداشته شود، انسان با تمام کبر و نخوت خود درمانده ای بیش نیست و لذا باید پیوسته دعا کنیم که خداوند ما را آن ده که آن به. کرونا به یادمان آورد که در طی سالیان درازی، منیت انسانها، مرزها و فرهنگ‌های مختلفی را ساخته است و او را به سوی خود برتربینی کاذب سوق داده است. حال…

نقد داستان شما دکترید 

نقد داستان شما دکترید  اثر ریموند کارور داستان شما دکترید داستان دو روایت موازی از زندگی دوشخصیت است که هر دو به نوعی از تنهایی رنج می‌برند. داستان با روایت زندگی آرنولد شروع می‌شود در شروع داستان متوجه می‌شویم همسر آرنولد بعضی  شب‌ها را برای کار  خارج از خانه می‌گذار‌اند  و بعد از نوشیدن مشروب تنها گفت وگوی تلفنی با او دارد. تنها جایی که به رابطه ی آرنولد و همسرش اشاره شده بالا رفتنشان از یک هتل در سالهای دور است و غیر از آن درطول داستان هیچ نشانه ای ازارتباط بین آرنولد و همسرش نیست و همچنین هیچ…

نقد داستان «ارمولای و زن آسیابان»

نقد داستان «ارمولای و زن آسیابان» نویسنده: ایوان تورگنیف هنگام غروب، ارمولای شکارچی و من رهسپار یک (( کمین شبانه )) شدیم… ولی بسیار محتمل است که همۀ خوانندگان من ندانند کمین شبانه چیست. پس گوش فرا دهید، بزرگواران. ربع ساعتی پیش از غروب آفتاب در فصل بهار، با یک تفنگ اما بدون سگ وارد بیشه می شوید. مکانی در نزدیکی کنارۀ جنگل برای خود می جویید، به اطراف می نگرید، ساچمۀ تفنگتان را وارسی می کنید و با همراهتان چشمکی رد و بدل می کنید. یک ربع ساعت گذشته است. آفتاب غروب کرده اما جنگل هنوز روشن است. هوا…

مجموعه شعری از سدنا

مجموعه شعری از سدنا قسمت اول: شاپرک جانم..آه که چراحال چنین دیر آمدی؟ من به دنبال بی سرو سامانی ام!تو از حال من و این روزگار یوسف فروشی باخبری؟ اگر میدانستی خب…..مرازودتر میابیدی! من از حال و روز سرنوشت خود نیز،باخبر نیستم! بال هایت را بگشای….در قعر تلاطم موج های طوفانی چشمانم/دراین اقیانوسی که چنین مواج گشته…مبادا خود را غرق سازی! تو را در پی سختی ها و فرسودگی های وجودم می فرستم…. اینگونه قلم در دست گرفته و نام تورا برروی کاغذ،می فشارم و از عمق وجودم تورا می خوانم! حکاکی شده است گویی،این فغان های خفته گشته در…

تیک تاک

تیک تاک روزی در اتوبوس نشسته بودم و بیرون را نظاره می‌کردم، در آن نظار‌گری و سیر و سیاحت چشم، دیده‌ام به جوان و پیرمردی در کنار هم افتاد؛ همین لحظه نقطه عطفی برای تعملات فراوانی شد، افکاری که سیر زندگی همه ما را در بر می‌گیرد و بسیار راحت از کنار آن‌ها می‌گذریم. ما با دیدن پیرمردی که قوز کمر دارد و عصایی را با خود راه می‌برد‌ هیچ دریافت نمی‌کنیم و کاملاً بی‌تفاوت از کنار آن‌ها گذر می‌کنیم. آن پیرمرد هم زمانی جوان بود و پاها و دست‌های توانمند و صورتی زیبا داشت اما اکنون دیگر آنطور نیست.…