تفکر تمشکی

هنر لذت بردن از زندگی

هنر لذت بردن از زندگی آدما میگن «خستم؛ دیگه بریدم؛ نمیکشم دیگه» همه ما زیاد از این جملات شنیدیم؛ اینکه طرف تقی به توقی می‌خوره از همه چیز می‌زنه و فرار می‌کنه. خب این یک مسئله بزرگ تو زندگی همه ماست و تا آستینی برای حل کردنش بالا نزنیم، یک موج بلند بیاد فرار می‌کنیم. می‌دونید بزرگترین دیدگاه و نگرشی که آدما رو زود خسته می‌کنه چیه؟ نتیجه‌گرایی نتیجه‌گرایی همون سمی که آدما بهش دچار می‌شن و آخرشم می‌بُرن. اینکه اگر من الان دارم کتاب می‌خونم باید این کتاب منو به یک چیزی برسونه، مثلا اینکه جیبم پر از پول…

معنای زندگی

معنای زندگی صبح از خواب بیدار می‌شویم، زندگی را می‌گذرانیم و شب می‌خوابیم، و همین‌ را برای سال‌ها تکرار می‌کنیم تا عمرمان به آخرش برسد و بی‌ثمر این دنیا را پشت سر می‌گذاریم. پیشنهاد می‌کنم در هنگام خواندن این مقاله به موسیقی زیر نیز گوش دهید 🙂 https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/07/ColdWorld_The_Wind_And_The_Leaves.mp3 ColdWorld – The Wind And The Leaves همواره من در تمام مراحل زندگی‌ام در عجب زندگی بودم، این که «ما چه هستیم؟ کجا هستیم؟ و این که چرا در چنین مکانی قرار داریم؟» در حقیقت این سؤالات کل ذهن مرا به خودش مشغول می‌ساخت تا آنکه روزی دست از فکر کردن کشیدم!…

یکمی هم دعا کنیم

یکمی هم دعا کنیم از زمانی کرونا اومده تو مملکتمون و دندونشو روی گلوی همه مردم جهان گذاشته، شرایط سختی رو برای همه رقم زده. همه مردم دنیا خواسته و ناخواسته با این ویروس سر و کله می‌زنن و خیلیا هم شاید به این بیماری مبتلا نشده باشن اما واقعاً دارن درد می‌کشن. چند وقت قبل همراه با ماسک و رعایت اصول بهداشتی رفتم پیش یکی از مدیران توانمند مشهدی، شخصیتی که من در کسب و کارداری، تحسینش می‌کنم؛ مثل همیشه حالش عالی بود اما یکم فرق داشت، فرقش هم به خاطر اوضاع و احوال آشفته‌ای بود که کرونا ایجاد…

بزرگترین اشتباه در شروع روابط عاطفی

بزرگترین اشتباه در شروع روابط عاطفی هر انسانی در زندگی خود نیازهایی دارد و از آنجایی که هیچکس کامل نیست، همه ما محتاج به ارضاء این نیازها هستیم. نام کامل این نیازها، نیازهای روانی است که در ذهن ما جا دارند و اگر بتوانیم آن‌ها را برطرف نماییم، به اصطلاح، انسانی با ذهنی سالم هستیم و اگر هم نه، شخصیتی داریم با مرضی، که از نیازهای روانی ما سرچشمه می‌گیرد. گوینده : کامیار ارباب زی اثر نیازهای روانی بر سرنوشت آدمی تأثیرگذاری این نیازها بر زندگی روزمره و انتخاب اهداف ما بسیار بالاست، به گونه‌ای که اگر تمام حرکات، انتخاب‌ها…

دغدغه زندگی

دغدغه زندگی به خاطر دارم که بعضی اوقات و بعضی لحظات، توی روزمرگی‌ها و شلوغی‌های هر روزه زندگی‌ام، واقعاً توانایی انجام هیچ‌کاری را نداشتم و به اصطلاحی ذهنم خشک می‌شد. فراموش می‌کردم که به خاطر چه از صبح تا شب باید دوندگی کنم و به حرف‌های مردم گوش دهم و حتی نفس بکشم. در این لحظات واقعاً شرایط سختی را تجربه می‌کردم و از احساس سردرگمی عجیبش انسان حاضر است به هر چیزی که قبلاً ترکشان کرده، پناه ببرد. یکی از آن‌ چیزها می‌تواند سیگار باشد! پیشنهاد می‌کنم که در هنگام خواندن این مطلب، به این قطعه‌ی زیبا از مکس…

نقد کتاب «سؤالاتات را تغییر بده تا زندگی‌ات تغییر کند»

نقد کتاب «سؤالاتات را تغییر بده تا زندگی‌ات تغییر کند» کتاب «سؤالاتت را تغییر بده تا زندگی‌ات تغییر کند» اثر دکتر ماریل آدامز به فراسوی کاوش‌‌های ذهنی انسانی می‌پردازد و هنر گفتگو درست با خویشتن را به انسان می‌آموزد و به خوبی توانسته که در قالب یک داستان، به تمامی نکات مورد اهمیت خودش اشاره نماید. یکی از مشکلات پنهانی که همه انسان‌های روی کره خاکی با آن دسته و پنجه نرم می‌کنند، عدم مهارت در برقراری ارتباطات درست است و التبه مهم‌ترین دسته در روابط هر انسانی، ارتباطش با خویشتن‌اش است. ارتباط درست با خود آنقدر حائز اهمیت است…

رهایی

رهایی روح بزرگ، ویژگی که در کمتر کسی دیده می‌شود؛ چرا که همه ما بیشترین توجه خود را معطوف جسم خود می‌کنیم و حتی کمترین توجه ممکنه را به روح خود، که به جسم بی‌جان‌مان جان بخشیده، نمی‌کنیم. روحی که برعکس جسم، هیچ محدودیتی نداشته و برعکس جسم که مصرف‌کننده است، روح، مولد و تولیدکننده است. پیشنهاد می‌کنم که در هنگام خواندن این مطلب، به این موزیک زیبا از پیتر گابریل ترانه‌سرا و خواننده‌ی خوش صدا، گوش بدید 🙂 https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/05/Скачать_и_слушать_Peter_Gabriel_.mp3 Peter Gabriel – My Body Is A Cage جسم حاضر است به خاطر رفع نیازهایش حتی به بدترین و شاید…

دل کوچک من

دل کوچک من از زمانی که چشم باز می‌کنیم و صدای ما را جهان می‌شنود، انتخاب‌های ما در زندگی شروع می‌شوند. هرچند که در دوران نوزادی و کودکی بسیاری از انتخاب‌ها از آن ما نبوده و به نوعی باید گفت که عقلِ انتخاب کردن را نداشتیم. از همان زمان‌ها ما عادت می‌کنیم به فرمان‌برداری از حرف بزرگترها و مسیری را می‌رویم که پدر و مادرمان می‌گویند. به ما می‌گویند : « تو باید پزشک بشوی یا در دانشگاه «x» درس بخوانی » و حتی اطرافیان و بزرگترهای دیگر که دوران کسب و کارِ خود را گذرانده‌اند و پول را همه‌چیز…