داستان سرایی و کتاب خوانی

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون داستان قایقی در سرداب داستان مردی است که پس از قطع شدن  پایش در جنگ، تمام عمرش را تا پیری فروشنده‌ی یک مغازه‌ی ابزار فروشی و فروش الکل لاک پاک کن می‌شود و زندگی یکنواخت و تکراری بدون هیچ پیشرفت و فراز و نشیبی دارد. مثلا زندگی کاری او خلاصه می‌شود به: اگر کسی می‌خواست دری نصب کند آقای موریس راهنمایی‌اش می‌کرد که چه جور لولایی نیاز دارد. اگر کسی می‌خواست قفسه‌ای درست کند آقای موریس به او می‌گفت چه پایه‌ای برایش بخرد. هر وقت مشتری لامپی می‌خرید، او اصرار می‌کرد که…

یک دست و دو هندوانه

یک دست و دو هندونه نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف مترجم: سروژ استپانیان سرگرد شچلکولوبف که متوجه می‌شود همسرش اورا دوست ندارد تصمیم به تنبیه زنش می‌گیرد. داستان با توصیفی از سرگرد در تختخوابش و ساعتی که ظهر را اعلام می‌کند آغاز می‌شود. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/11/یک-دست-و-دو-هندوانه.mp3 راوی: کامیار ارباب زی در شخصیت‌پردازی فقط اشاره به کَلِه‌ی نیمه تاسِ سرگرد دارد. در ابتدا سرگرد وقتی سر خود را از زیر پتو بیرون می‌آورد بلند بلند ناسزا می‌گوید که این خود تعلیقی ایجاد می‌کند تا مخاطب، علت ناسزاگویی را جویا شود. در جمله‌ی بعدی راوی که سوم شخص است این توضیح را می‌دهد که علت…

سفرنامه اربعین حسینی (رسیدن به منزل مقصود)

سفرنامه اربعین حسینی (رسیدن به منزل مقصود) به علت خستگی فراوان در ستون 860 موکبی که حمام و دستشویی داشت را برای استراحت انتخاب کردیم و وارد سالن شده و محل مناسبی را در نظر گرفتیم. قبل از شلوغی خود را به حمام داغ رسانیدیم و با دوش گرفتن، خستگی راه را نسبتا از تن بیرون کردیم. کم کم زائران فراوانی وارد موکب شدند. تعدادشان از صد نفر تجاوز می‌کرد و متاسفانه اغلبشان سیگار می‌کشیدند. درخواست‌های ما هم، برای نکشیدن سیگار، بی‌فایده بود و هر لحظه بر آلودگی هوا افزوده می‌شد، مضافا اینکه اغلبشان با صدای بلند صحبت می‌کردند. شام…

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال به قلم مریم گٌلی درست 32 سال قبل، زمانی که رمان ماتیلدا در رده سنی کودک و نوجوان به تصویرگری کوئنتین بلیک نوشته شد، آقای رولد دال حتی فکرش رو هم نمی‌کرد در ایران این کتاب به چاپ پانزدهم به بعد هم برسه. از بین تمام آثار او، ماتیلدا به چنان شهرتی رسید که در بین رمان‌های تخیلی با ماجرایی طنز، جایگاه شیرین خودش رو پیدا کنه. رولد دال بهترین نویسنده مرد انگلیسی شناخته شده و نشر افق چاپ این اثر رو در ایران انجام داده. در خصوص مهم‌ترین آثار رولد دال، چارلی و…

تصادف (قسمت دوم)

تصادف (قسمت دوم) بر اساس داستان واقعی بلندشدم از روی زمین و همچنان همه اون افراد درحال صحبت، خنده، ابراز ناراحتی و تاسف، دادن توصیه‌های پزشکی بودن بالای سرماشینی که چپه روی زمین سقوط کرده و یک نفر هم زیرش گیر افتاده. به چهره بیشتر اون‌ها نگاه کردم و گفتم می‌خوام چندنفر با من همراه بشن تا بتونیم با کمک همدیگه این آقا رو از زیر ماشین دربیاریم (این رو توی دوام یاد گرفتم که به تنهایی موفقیت حاصل نمی‌شه، همدلی و همکاری چند نفر درجهت خدمت کردن حتما ختم بخیر می‌شه) https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/10/تصادف-۲.mp3 راوی: فروغ رفیعی اول گفتن: “نه، خطرناکه…

تصادف (قسمت اول)

تصادف (قسمت اول) بر اساس واقعیت ۲۳آبان ۱۳۹۸ بود. هوا سرد و پاییزی. اون شب رفته بودم تولد دوستم و ماشین داداشم دستم بود، موقع برگشتن دیدم که چراغِ گازِ ماشین روشنه خب از اونجا که پمپ گاز، انتهای هفت تیر خلوته بیشتر اوقات، رفتم اون سمت تا ماشین رو گاز بزنم. توی مسیر برگشت، می‌خواستم از بلوار نماز برم آخه خونه داداشم خیابان امام خمینی بود اما نمی‌دونم چطور شد که اومدم سمت وکیل آباد و خب اول باید می‌رفتم میدون پارک و بعدش هم توی بزرگراه شهید کلانتری رانندگی می‌کردم. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/10/Untitled-Session-1_mixdown.mp3 راوی: فروغ رفیعی مسیر برگشت با سرعت…

سفرنامه اربعین حسینی (پیاده‌روی)

سفرنامه اربعین حسینی (پیاده‌روی) مسیرمان از وسط وادی السلام می‌گذشت و در بدو ورود با خیل زیادی از مشتاقان زیارت مواجه شدیم که همه با اشتیاق خاص و با همراه داشتن مقداری توشه راه و حتی با همراه داشتن زن و فرزندان کوچک خود، در مسیر راه حرکت می‌کردند و حتی بعضی از آن‌ها هم گوسفندانی را که برای قربانی در راه کربلا پرورش داده بودند همراه خود می‌بردند. خیابان‌های خروجی نجف و مسیر آن‌ها با پرچم‌های سیاه و سبز و قرمز که بر روی آن‌ها عبارت یا حسین، یا قمر بنی هاشم و یا ابوالفضل عباس نوشته شده بود…

سفرنامه اربعین حسینی (نجف)

سفرنامه اربعین حسینی (نجف)   ظرفیت کوپه چهار نفره بود و ما پنج نفر بودیم. در بدو ورود تا جایی که ممکن بود دعاهای سفر وارده را تلاوت کردیم و قرار شد که به عنوان شام، از غذاهایی که همراهمان آورده بودیم و ماندگاری کمتری داشتن را صرف کنیم. یکی از دوستان به دلیل کمبود جا، کف قطار خوابیدند و ما هم دراز کشیدیم. عده‌ای که خوش‌خواب‌تر بودند زودتر و بقیه بعد از خواندن سوره‌های قرآن، خوابیدند. نماز صبح را در ایستگاه گرمسار خواندیم و ساعت هفت صبح به ایستگاه راه آهن تهران رسیدیم. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/10/قسمت-دوم.mp3 راوی: علی اکبر علی آبادی…