داستان سرایی و کتاب خوانی

نقد دو داستان کوتاه از آنتون پاولویچ چخوف (۱)

نقد دو داستان کوتاه از آنتون پاولویچ چخوف داستان محاکمه کلبه کوزمایگورف دکاندار. هوا گرم و خفقان آور است. پشه ها و مگس های لعنتی، دسته دسته دم گوش ها و چشم ها، وز وز می کنند و همه را به تنگ می آورند. هوای کلبه و قیافه حاضران و وز وز پشه ها، ملال و اندوه می آفریند. میزی بزرگ. روی آن، یک نعلبکی با چند تا پوست گردو، یک قیچی، شیشه ای کوچک محتوی روغن سبز رنگ، چند تا کلاه کاسکت. سراپیون، فرزند کوزمایگورف که در شهر، شاگرد سلمانی است و این روزها به مناسبت عید، برای چند…

نقد داستان بی هیچ رد پایی از میک جکسون

نقد داستان بی هیچ رد پایی از میک جکسون داستان بی هیچ رد پایی داستان پسر ماجراجوییست به نام فین که با مادرش زندگی می کند و پدرش سالهاست که آنها را ترک کرده است. فین همیشه  به دنبال به چالش کشیدن عقاید خود و دیگران است، مادرش هم مثل خودش همه چیز را به چالش می کشد و زبان تیزی دارد که با آن حقایقی را می گوید که موجب رنجش دیگران می شود. انها همیشه با هم درگیرند تا این که سر شام دعوایشان شده و مادرش جمله ای به فین می گوید که او را بسیار می…

داستان کوتاه «پانچو»

داستان کوتاه «پانچو»   ممد‌‌‌‌، ممد و‌ یادته؛ یادمه یه موقعی عاشق بارون بود، یعنی حداقل خودش اینطوری میگفت… آره اون اوایل که اومده بود گردان ما، اون موقع به قول بچه ها موتور بود. میگفت من عاشق بارونم، اتفاقا همون موقع ام فصل بارون بود؛ مثل چی از آسمون بارون میومد گاهی چند روز فقط ابر بود و بارون و… لعنت بر شیطون آدم اگه خودش و تو آتیشم مینداخت خشک نمی‌شد. همه مینالیدن از بارون، این میگفت من دوسش دارم؛ میگفت خاطرات خوبی ازش دارم از پستای نگهبانی زیر بارون خوشش میومد گرچه اگه خوششم نمیومد باس می‌رفت……

پدرجان

پدرجان نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف گرفتن  نمره  برای  فرزند  از  معلمی که باج  قبول  نمی کند. شروع داستان در اتاق پدر اتفاق می افتد.  مادر به اتاق پدر جان وارد می شود. و از او صلاح مصلحت می خواهد. پدر جان بعد از چند پلک زدن گفت: چه می خواهی؟ مادر گفت: با پسرمان چه بکنیم؟ بی اطلاعاتی پدر جان از وضع درسی پسرشان مادر را حسابی عصبانی کرد و باعث شد مادر همه پدرها را بی خیال تصور کند. مادر که با پدر جان بگو مگو کرده از نمره بد پسرشان گفت و از اینکه اگر نتوا ند پسرشان…

این استادِ سختگیر اما باهوش…!

این استادِ سختگیر اما باهوش…! روزهای اولی که اخبار شیوع بیماری کرونا رو توی چین می‌­شنیدم، هیچوقتِ هیچوقت… حتی برای یک لحظه هم حال و احوال این روزها و ماه ها رو برای خودم، خونوادم  و مردم کشورم تصور نمی­کردم…! تصور نمی­کردم زمانی برسه که مجبور باشیم برای رفع دل تنگی، به دیدن یک تصویر از عزیزترین هامون از پشت گوشی قناعت کنیم… زمانی برسه که هر روزش شاهد از دست دادن هم وطن هامون باشیم و هیچ کاری از دستمون برنیاد…! زمانی برسه که ذهنمون عاری از هر چشم و هم­چشمی بشه و حتی ذره ای به مادیات این…

پیش از ازدواج

پیش از ازدواج نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف این داستان روایت انسانهای سود جوست. انسانهایی که منفعت خودشان را بر هر چیز ترجیح می دهند. شروع داستان با مراسم نامزدی شخصیت داستان دوشیزه پودزاتیلکینا آغاز می شود. هنگام قرعه کشی در مراسم واسیا اسمیسلومالف مشت به زانو کوبید و بلند گفت آخر من دوستش داشتم و دارم. صبح روز بعد دختر به اتاق مادرش می رود، به محض ورود، مادر شروع به غر زدن می کند. از لباس پوشیدن دختر تا اینکه پدرش شب قبل به جای نوشیدنی به او مخلوط سرکه با روغن زیر ماهی نمک سود داده است. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/12/۱چخوف.mp3…

نقد کتاب خودت باش دختر

نقد کتاب «خودت باش دختر» اثر رِیچل هالیس به قلم مریم گٌلی یه رِیچلی بوده، به سال ایرانیِ 1399 ما میشه 37 ساله، دختر آقای هالیس که یه خونواده خیلی معمولی بودن و باباش هم معروف نبوده که بشناسینش. خیلی عشق شوهر بوده و همش استرس داشته که چرا هیشکی نمیاد بگیرش و سن ازدواجش گذشته و چقدر زشته و…! یه روز به این نتیجه می‌رسه چقد اسکول بوده که درگیر این تفکرات اشتباهه. تصمیم می‌گیره که مسیر زندگیشو عوض کنه. به عشق شوهر میره دانشگاه و خلاصه اصلا فکرشو نمیکرده، دیوید میاد میگیرش و چهار شکم هم پسر میزاد…

زندانیِ درون

زندانیِ درون ۲ هفته تا روز تولد داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ما رو میبره به بیست و سوم آبان سال ۱۳۹۸. هر روز داداشم توی خونه میگه آبجی امسال برات یه تولد بگیرم که ااااون سرش ناپیدا باشه هرکدوم ازدوستات رو هرچندتاشون رو که خواستی دعوت کنی و کلی کنار همدیگه کِیف کنین و بهتون خیلی خوش بگذره. وااای خدا میدونه وقتی این شوق و هیجان داداشم رو می بینم که میخواد برام تولد بگیره قند توو دلم آب میشه. دارم تصور میکنم تولدم رو که از اول تا آخر با دوستام اون وسط با آهنگ های نوستالژی…