شعر و دکلمه

نامه ای به افسردگی و اضطراب عزیزم…

نامه ای به افسردگی و اضطراب عزیزم… سلام…میدانم که میدانی من چه مشکلاتی داشته ام و باید بگویم دست مریزاد! خوب کسی را برای همگام شدن انتخاب کرده ای ممنونم که صبح ها تا بیدار میشوم خودت را به من نشان میدهی و فکر سیاهم را به رخم میکشی…ممنونم که وقتی جلوی ایینه میروم مرا تحقیر میکنی و انقدر عیب هایم را میگویی که زیر کاوری از ارایش پنهان شوم! https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/02/افسردگی.mp3 گوینده: وجیهه مرادمند (واله) ممنونم که وقتی به چشمانم نگاه میکنم میتوانم تمام دشواری ها و سختی هایم را ببینم و چشم هایم را روی هم بفشارم تا شاید….شاید…

تا خودِ صبح داشتم اسم تو را مینوشتم…

تاخودِ صبح داشتم اسم تو را مینوشتم تاخودِ صبح داشتم اسم تو را مینوشتم، راستش خودم هم نمیدانم ازاین کار چه انگیزه ای داشتم! آن قدر این ور و آن ور روی تخت جابجا شده بودم که دیگر کلافه از جابلند شدم،نگاهی به ساعت گوشی انداختم،وای…،ساعت که ۴صبح شده..! نفهمیدم خودم هم اینهمه مدت چطور گذشت! کاغذ و خودکار همچنان دردستم بود،خیره شدم به فراوانی اسمت روی همان کاغذ،کل ورق پربود ازنامِ تو! تو درتو! درتاریکی نمیدانم چطور نوشته بودم ذره ای هم جایِ خالی نمانده بود رویِ کاغذ!… https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/02/عاشقم.mp3 گوینده: فرحناز امامیان حالم بد بود، طوردیگری بد بود! نوشتن…

قلمی از محمد «گندمی که نخورد»

قلمی از محمد «گندمی که نخورد» هنگامی که بغض میخندیدم و آن هنگام که خنده میگرییدم و آن هنگام که سکوت را فریاد میزدم و فریاد خاموشی را بلند بلند سر میدادم و آستین تقیه را فرو میکردم بر دهان حقیقت تا صدای گریه هایش را احدی نشنود https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/02/Untitled-Session-1_mixdown.mp3 گوینده: محمد هاشمی دست، لگد،دیوار،در و آن هنگام که در کوچه ای اواسط ظهر ماه خسوف کرد و آن هنگام که میخ سقوط کرد نفس هایی میان نطفه غروب کرد و آن هنگام که شب طلوع کرد و حوایی که میان خاک هبوط کرد به جرم گندمی که نخورد و آن…

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم) می‌خواهی من را به بی‌خبری از خودت عادت بدهی؟ من به بی‌خبری از تو عادت نمی‌کنم، به نبودنت عادت نمی‌کنم، به بودنت عادت نمی‌کنم، من فقط می‌توانم عاشق بشوم که شده‌ام گوینده : سیده هدی قاسمیان آدم وقتی عاشق می‌شه، انگار دیگه کاری از دستش برنمی‌آد. انگار تسلیم محض می‌شه. بی‌قراریِ عاشق‌ها، تموم شدنی نیست. برای همینم، نباید بهشون بگی: “صبور باش، انقدر کم طاقت نباش و …” اونا می‌دونن که این کارا نشدنیه. شعر افشین یداللهی هم داره تلاش معشوقه برای عادت دادن عاشق به بیخبری از خودش…

ماجرای آشنایی من با شعر ارغوان از هوشنگ ابتهاج

ماجرای آشنایی من با شعر “ارغوان” از هوشنگ ابتهاج ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من، آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ گوینده : سیده هدی قاسمیان من در این گوشه که از دنیا بیرون است، آفتابی به سرم نیست، از بهاران خبرم نیست، آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آن چنان نزدیک است، که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند. ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی می‌ماند کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی‌ست نفسم می‌گیرد که هوا هم اینجا زندانی‌ست هر چه…

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول) ۱. توی روابط عاشقانه‌ی این روزها، یه چیزی خیلی جلب توجه می‌کنه: کات کردن. یعنی رابطه هنوز شکل نگرفته، طرفین حرف از کات کردن و رفتن می‌زنن. یک سری از افراد هستن که هنوز برای روابط پایدار، اونقدرها که باید بزرگ نشدن. افرادی هستن که قدرت تصمیم گیری و پایبندی ندارن. افرادی هستن که به جِد، از تعهد دادن و ماندگاری می‌ترسن. این افراد، اغلب، نه به خاطر اینکه از شرایط و اخلاقیاتِ طرفِ مقابلشون نامطمئن باشن، بلکه به خاطر عدم شناخت خود و حتی دمدمی مزاج بودنِ خودشون،…

خاطرات گذشته

خاطرات گذشته نویسنده و گوینده : کامیار ارباب زی   لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید  

شعری از سیاوش کسرایی

شعری از سیاوش کسرایی اشک مهتاب گوینده و صداگذار : کامیار ارباب زی   لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید