شعر و دکلمه

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم) می‌خواهی من را به بی‌خبری از خودت عادت بدهی؟ من به بی‌خبری از تو عادت نمی‌کنم، به نبودنت عادت نمی‌کنم، به بودنت عادت نمی‌کنم، من فقط می‌توانم عاشق بشوم که شده‌ام گوینده : سیده هدی قاسمیان آدم وقتی عاشق می‌شه، انگار دیگه کاری از دستش برنمی‌آد. انگار تسلیم محض می‌شه. بی‌قراریِ عاشق‌ها، تموم شدنی نیست. برای همینم، نباید بهشون بگی: “صبور باش، انقدر کم طاقت نباش و …” اونا می‌دونن که این کارا نشدنیه. شعر افشین یداللهی هم داره تلاش معشوقه برای عادت دادن عاشق به بیخبری از خودش…

ماجرای آشنایی من با شعر ارغوان از هوشنگ ابتهاج

ماجرای آشنایی من با شعر “ارغوان” از هوشنگ ابتهاج ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من، آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ گوینده : سیده هدی قاسمیان من در این گوشه که از دنیا بیرون است، آفتابی به سرم نیست، از بهاران خبرم نیست، آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آن چنان نزدیک است، که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند. ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی می‌ماند کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی‌ست نفسم می‌گیرد که هوا هم اینجا زندانی‌ست هر چه…

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول) ۱. توی روابط عاشقانه‌ی این روزها، یه چیزی خیلی جلب توجه می‌کنه: کات کردن. یعنی رابطه هنوز شکل نگرفته، طرفین حرف از کات کردن و رفتن می‌زنن. یک سری از افراد هستن که هنوز برای روابط پایدار، اونقدرها که باید بزرگ نشدن. افرادی هستن که قدرت تصمیم گیری و پایبندی ندارن. افرادی هستن که به جِد، از تعهد دادن و ماندگاری می‌ترسن. این افراد، اغلب، نه به خاطر اینکه از شرایط و اخلاقیاتِ طرفِ مقابلشون نامطمئن باشن، بلکه به خاطر عدم شناخت خود و حتی دمدمی مزاج بودنِ خودشون،…

خاطرات گذشته

خاطرات گذشته نویسنده و گوینده : کامیار ارباب زی   لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید  

شعری از سیاوش کسرایی

شعری از سیاوش کسرایی اشک مهتاب گوینده و صداگذار : کامیار ارباب زی   لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید  

حافظ شیرازی

حافظ شیرازی نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشی گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود…

سعدی شیرازی

سعدی شیرازی شب عاشقان بي دل چه شبي دراز باشد تو بيا کز اول شب در صبح باز باشد عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رويت که محب صادق آنست که پاکباز باشد به کرشمه عنايت نگهي به سوي ما کن که دعاي دردمندان ز سر نياز باشد سخني که نيست طاقت که ز خويشتن بپوشم به کدام دوست گويم که محل راز باشد چه نماز باشد آن را که تو در خيال باشي تو صنم نمي گذاري که مرا نماز باشد نه…

شعر امنیت

امنیت مرگ از پشت پنجره با چشمانی باز مرا نگاه می‌کند و خود را آرام آرام از دیوار بالا می‌کشد با هر صدایی از جا می‌پرم از هر نجوایی می‌ترسم مرگ در کسوت پیک زنگ خانه را می‌زند زباله را سر کوچه می‌گذارد حتی لالایی می‌خواند و صبح‌ها زودتر از من بیدار می‌شود مرگ صبحانه می‌خورد و ناهار را با قرار قبلی به رستوران می‌رود شام را مهمان چه کسی است؟ فایل صوتی شعر زیبای امنیت : https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/05/آغوش.mp3 گوینده : کامیار ارباب زی من می‌ترسم از هر دستی که سلام می‌کند و هر چهره‌ای که لبخند می‌زند من‌ می‌ترسم و…