شعر و دکلمه

پروین اعتصامی

این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام … اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است گر چه جز تلخی ز ایام ندید هر چه خواهی سخنش شیرین است صاحب آنهمه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است فایل صوتی شعر زیبای پروین اعتصامی : https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/05/پروین-اعتصامی.mp3 گویندگان : سیده هدی قاسمیان و کامیار ارباب زی خاک در دیده بسی جان فرساست سنگ بر سینه بسی سنگین است بیند این بستر و عبرت گیرد هر که را چشم حقیقت بین است هر که باشی و…

اردیبهشت، فصل آفتاب دِلان

اردیبهشت، فصل آفتابْ دِلان من در کوچه‌های خیال خود، در هوایی نمدار و باران‌زده، قدم زنان به سوی نوری می‌روم که در اردیبهشت هرسال، من را محو خویش می‌کند؛ نور خورشیدی که در زیر ابرهای بارانی، درخشان‌تر از هر زمان دیگریست. من در خیالم خورشید را به گونه‌ای دیگر می‌بینم. هر روز که پوست تنم را نوازش می‌کند من نور تازه‌ای را می‌بینم و آن جهش‌هایی که در آسمانِ‌ ابرها به پا می‌کند و رنگ‌هایی که بر دیوار کدر آن بالاها می‌کشد، مرا برای ساعت‌ها محو خویش می‌نماید. و خورشید پشت‌ ابرها برای من زیباتر است و معنایی خوش‌تر دارد،…

شب‌های من

شب‌های من از همان اول راه، از هیچ، گریه کنان به بیرون آمدیم و اکثریت ما با بلاهتی عمیق، کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری را گذراندیم؛ ما انسان‌های به اصطلاح متمدن و متدین، هیچ ندانستیم و تأمل نکردیم؛ شب‌ها را در عیش صبح فردا بودیم و صبح را در خیال شب گذراندیم. انسان امروزه نفهمید که معنای خورد و خوراک چیست و وی اگر طالب منزل و جایگاه و موفقیت است، هیچ‌گاه نپرسید که برای چه این همه را می‌خواهد؟ رسیدن به دستاوردهای عظیم، شهرت، قدرت، ثروت، ارتباطات پویا و مستحکم و همه این قبیل را…