داستان

نقد داستان بی هیچ رد پایی از میک جکسون

نقد داستان بی هیچ رد پایی از میک جکسون داستان بی هیچ رد پایی داستان پسر ماجراجوییست به نام فین که با مادرش زندگی می کند و پدرش سالهاست که آنها را ترک کرده است. فین همیشه  به دنبال به چالش کشیدن عقاید خود و دیگران است، مادرش هم مثل خودش همه چیز را به چالش می کشد و زبان تیزی دارد که با آن حقایقی را می گوید که موجب رنجش دیگران می شود. انها همیشه با هم درگیرند تا این که سر شام دعوایشان شده و مادرش جمله ای به فین می گوید که او را بسیار می…

داستان کوتاه «پانچو»

داستان کوتاه «پانچو»   ممد‌‌‌‌، ممد و‌ یادته؛ یادمه یه موقعی عاشق بارون بود، یعنی حداقل خودش اینطوری میگفت… آره اون اوایل که اومده بود گردان ما، اون موقع به قول بچه ها موتور بود. میگفت من عاشق بارونم، اتفاقا همون موقع ام فصل بارون بود؛ مثل چی از آسمون بارون میومد گاهی چند روز فقط ابر بود و بارون و… لعنت بر شیطون آدم اگه خودش و تو آتیشم مینداخت خشک نمی‌شد. همه مینالیدن از بارون، این میگفت من دوسش دارم؛ میگفت خاطرات خوبی ازش دارم از پستای نگهبانی زیر بارون خوشش میومد گرچه اگه خوششم نمیومد باس می‌رفت……

پدرجان

پدرجان نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف گرفتن  نمره  برای  فرزند  از  معلمی که باج  قبول  نمی کند. شروع داستان در اتاق پدر اتفاق می افتد.  مادر به اتاق پدر جان وارد می شود. و از او صلاح مصلحت می خواهد. پدر جان بعد از چند پلک زدن گفت: چه می خواهی؟ مادر گفت: با پسرمان چه بکنیم؟ بی اطلاعاتی پدر جان از وضع درسی پسرشان مادر را حسابی عصبانی کرد و باعث شد مادر همه پدرها را بی خیال تصور کند. مادر که با پدر جان بگو مگو کرده از نمره بد پسرشان گفت و از اینکه اگر نتوا ند پسرشان…

خالق دست خدا (از تولد تا مرگ با دیگو آرماندو)

خالق دست خدا (از تولد تا مرگ با دیگو آرماندو) دیگو آرماندو مارادونا؛ اسطوره بی‌بدیل دنیای فوتبال که در سال ۱۹۶۰ در کشور آرژانتین متولد شد و در سال ۲۰۲۰ چشم از جهان گشود. اسطوره‌ای که قطعاً یکی از برترین های فوتبال است و البته که بسیاری از رسانه‌های ورزشی از او به عنوان برترین بازیکن تاریخ فوتبال دنیا نام میبرند. مرد جنجالی فوتبال آرژانتین که نه تنها فوتبالش بلکه زندگی شخصی و مرگ او نیز با حواشی بسیار زیادی همراه بود. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/01/Untitled-Session-2_mixdown.mp3 گوینده: علی اکبر علی آبادی آرماندو و زندگی خصوصی د‌یگو آرماندو مارادونا روز ۳۰ اکتبر سال ۱۹۶۰…

این استادِ سختگیر اما باهوش…!

این استادِ سختگیر اما باهوش…! روزهای اولی که اخبار شیوع بیماری کرونا رو توی چین می‌­شنیدم، هیچوقتِ هیچوقت… حتی برای یک لحظه هم حال و احوال این روزها و ماه ها رو برای خودم، خونوادم  و مردم کشورم تصور نمی­کردم…! تصور نمی­کردم زمانی برسه که مجبور باشیم برای رفع دل تنگی، به دیدن یک تصویر از عزیزترین هامون از پشت گوشی قناعت کنیم… زمانی برسه که هر روزش شاهد از دست دادن هم وطن هامون باشیم و هیچ کاری از دستمون برنیاد…! زمانی برسه که ذهنمون عاری از هر چشم و هم­چشمی بشه و حتی ذره ای به مادیات این…

پیش از ازدواج

پیش از ازدواج نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف این داستان روایت انسانهای سود جوست. انسانهایی که منفعت خودشان را بر هر چیز ترجیح می دهند. شروع داستان با مراسم نامزدی شخصیت داستان دوشیزه پودزاتیلکینا آغاز می شود. هنگام قرعه کشی در مراسم واسیا اسمیسلومالف مشت به زانو کوبید و بلند گفت آخر من دوستش داشتم و دارم. صبح روز بعد دختر به اتاق مادرش می رود، به محض ورود، مادر شروع به غر زدن می کند. از لباس پوشیدن دختر تا اینکه پدرش شب قبل به جای نوشیدنی به او مخلوط سرکه با روغن زیر ماهی نمک سود داده است. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/12/۱چخوف.mp3…

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون داستان قایقی در سرداب داستان مردی است که پس از قطع شدن  پایش در جنگ، تمام عمرش را تا پیری فروشنده‌ی یک مغازه‌ی ابزار فروشی و فروش الکل لاک پاک کن می‌شود و زندگی یکنواخت و تکراری بدون هیچ پیشرفت و فراز و نشیبی دارد. مثلا زندگی کاری او خلاصه می‌شود به: اگر کسی می‌خواست دری نصب کند آقای موریس راهنمایی‌اش می‌کرد که چه جور لولایی نیاز دارد. اگر کسی می‌خواست قفسه‌ای درست کند آقای موریس به او می‌گفت چه پایه‌ای برایش بخرد. هر وقت مشتری لامپی می‌خرید، او اصرار می‌کرد که…

یک دست و دو هندوانه

یک دست و دو هندوانه نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف مترجم: سروژ استپانیان سرگرد شچلکولوبف که متوجه می‌شود همسرش اورا دوست ندارد تصمیم به تنبیه زنش می‌گیرد. داستان با توصیفی از سرگرد در تختخوابش و ساعتی که ظهر را اعلام می‌کند آغاز می‌شود. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/11/یک-دست-و-دو-هندوانه.mp3 راوی: کامیار ارباب زی در شخصیت‌پردازی فقط اشاره به کَلِه‌ی نیمه تاسِ سرگرد دارد. در ابتدا سرگرد وقتی سر خود را از زیر پتو بیرون می‌آورد بلند بلند ناسزا می‌گوید که این خود تعلیقی ایجاد می‌کند تا مخاطب، علت ناسزاگویی را جویا شود. در جمله‌ی بعدی راوی که سوم شخص است این توضیح را می‌دهد که علت…