داستان

خالق دست خدا (از تولد تا مرگ با دیگو آرماندو)

خالق دست خدا (از تولد تا مرگ با دیگو آرماندو) دیگو آرماندو مارادونا؛ اسطوره بی‌بدیل دنیای فوتبال که در سال ۱۹۶۰ در کشور آرژانتین متولد شد و در سال ۲۰۲۰ چشم از جهان گشود. اسطوره‌ای که قطعاً یکی از برترین های فوتبال است و البته که بسیاری از رسانه‌های ورزشی از او به عنوان برترین بازیکن تاریخ فوتبال دنیا نام میبرند. مرد جنجالی فوتبال آرژانتین که نه تنها فوتبالش بلکه زندگی شخصی و مرگ او نیز با حواشی بسیار زیادی همراه بود. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/01/Untitled-Session-2_mixdown.mp3 گوینده: علی اکبر علی آبادی آرماندو و زندگی خصوصی د‌یگو آرماندو مارادونا روز ۳۰ اکتبر سال ۱۹۶۰…

این استادِ سختگیر اما باهوش…!

این استادِ سختگیر اما باهوش…! روزهای اولی که اخبار شیوع بیماری کرونا رو توی چین می‌­شنیدم، هیچوقتِ هیچوقت… حتی برای یک لحظه هم حال و احوال این روزها و ماه ها رو برای خودم، خونوادم  و مردم کشورم تصور نمی­کردم…! تصور نمی­کردم زمانی برسه که مجبور باشیم برای رفع دل تنگی، به دیدن یک تصویر از عزیزترین هامون از پشت گوشی قناعت کنیم… زمانی برسه که هر روزش شاهد از دست دادن هم وطن هامون باشیم و هیچ کاری از دستمون برنیاد…! زمانی برسه که ذهنمون عاری از هر چشم و هم­چشمی بشه و حتی ذره ای به مادیات این…

پیش از ازدواج

پیش از ازدواج نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف این داستان روایت انسانهای سود جوست. انسانهایی که منفعت خودشان را بر هر چیز ترجیح می دهند. شروع داستان با مراسم نامزدی شخصیت داستان دوشیزه پودزاتیلکینا آغاز می شود. هنگام قرعه کشی در مراسم واسیا اسمیسلومالف مشت به زانو کوبید و بلند گفت آخر من دوستش داشتم و دارم. صبح روز بعد دختر به اتاق مادرش می رود، به محض ورود، مادر شروع به غر زدن می کند. از لباس پوشیدن دختر تا اینکه پدرش شب قبل به جای نوشیدنی به او مخلوط سرکه با روغن زیر ماهی نمک سود داده است. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/12/۱چخوف.mp3…

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون

نقد داستان قایقی در سرداب نوشته‌ی میک جکسون داستان قایقی در سرداب داستان مردی است که پس از قطع شدن  پایش در جنگ، تمام عمرش را تا پیری فروشنده‌ی یک مغازه‌ی ابزار فروشی و فروش الکل لاک پاک کن می‌شود و زندگی یکنواخت و تکراری بدون هیچ پیشرفت و فراز و نشیبی دارد. مثلا زندگی کاری او خلاصه می‌شود به: اگر کسی می‌خواست دری نصب کند آقای موریس راهنمایی‌اش می‌کرد که چه جور لولایی نیاز دارد. اگر کسی می‌خواست قفسه‌ای درست کند آقای موریس به او می‌گفت چه پایه‌ای برایش بخرد. هر وقت مشتری لامپی می‌خرید، او اصرار می‌کرد که…

یک دست و دو هندوانه

یک دست و دو هندوانه نویسنده: آنتون پاولویچ چخوف مترجم: سروژ استپانیان سرگرد شچلکولوبف که متوجه می‌شود همسرش اورا دوست ندارد تصمیم به تنبیه زنش می‌گیرد. داستان با توصیفی از سرگرد در تختخوابش و ساعتی که ظهر را اعلام می‌کند آغاز می‌شود. https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/11/یک-دست-و-دو-هندوانه.mp3 راوی: کامیار ارباب زی در شخصیت‌پردازی فقط اشاره به کَلِه‌ی نیمه تاسِ سرگرد دارد. در ابتدا سرگرد وقتی سر خود را از زیر پتو بیرون می‌آورد بلند بلند ناسزا می‌گوید که این خود تعلیقی ایجاد می‌کند تا مخاطب، علت ناسزاگویی را جویا شود. در جمله‌ی بعدی راوی که سوم شخص است این توضیح را می‌دهد که علت…

سفرنامه اربعین حسینی (رسیدن به منزل مقصود)

سفرنامه اربعین حسینی (رسیدن به منزل مقصود) به علت خستگی فراوان در ستون 860 موکبی که حمام و دستشویی داشت را برای استراحت انتخاب کردیم و وارد سالن شده و محل مناسبی را در نظر گرفتیم. قبل از شلوغی خود را به حمام داغ رسانیدیم و با دوش گرفتن، خستگی راه را نسبتا از تن بیرون کردیم. کم کم زائران فراوانی وارد موکب شدند. تعدادشان از صد نفر تجاوز می‌کرد و متاسفانه اغلبشان سیگار می‌کشیدند. درخواست‌های ما هم، برای نکشیدن سیگار، بی‌فایده بود و هر لحظه بر آلودگی هوا افزوده می‌شد، مضافا اینکه اغلبشان با صدای بلند صحبت می‌کردند. شام…

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال

معرفی کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال به قلم مریم گٌلی درست 32 سال قبل، زمانی که رمان ماتیلدا در رده سنی کودک و نوجوان به تصویرگری کوئنتین بلیک نوشته شد، آقای رولد دال حتی فکرش رو هم نمی‌کرد در ایران این کتاب به چاپ پانزدهم به بعد هم برسه. از بین تمام آثار او، ماتیلدا به چنان شهرتی رسید که در بین رمان‌های تخیلی با ماجرایی طنز، جایگاه شیرین خودش رو پیدا کنه. رولد دال بهترین نویسنده مرد انگلیسی شناخته شده و نشر افق چاپ این اثر رو در ایران انجام داده. در خصوص مهم‌ترین آثار رولد دال، چارلی و…

تصادف (قسمت دوم)

تصادف (قسمت دوم) بر اساس داستان واقعی بلندشدم از روی زمین و همچنان همه اون افراد درحال صحبت، خنده، ابراز ناراحتی و تاسف، دادن توصیه‌های پزشکی بودن بالای سرماشینی که چپه روی زمین سقوط کرده و یک نفر هم زیرش گیر افتاده. به چهره بیشتر اون‌ها نگاه کردم و گفتم می‌خوام چندنفر با من همراه بشن تا بتونیم با کمک همدیگه این آقا رو از زیر ماشین دربیاریم (این رو توی دوام یاد گرفتم که به تنهایی موفقیت حاصل نمی‌شه، همدلی و همکاری چند نفر درجهت خدمت کردن حتما ختم بخیر می‌شه) https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2020/10/تصادف-۲.mp3 راوی: فروغ رفیعی اول گفتن: “نه، خطرناکه…