شعرخوانی

اسیر کمند (بخش دوم)

اسیر کمند (بخش دوم) آمدم سوی تو با گام بلند         در به روی من محتاج نبند وقتی دلم از قیل وقال دنیا می گیرد به سوی اقلیم پاک تسلا، مسجد رو می نهم. آنجا که دعا رنگ وجلوه ی زیباتری دارد. از رنج بی کسی ام کم می شود و از تفریق قلب ها فاصله می گیرم و رو به طریق حقیقت می آرم. انگار مقیاس عشق وبندگی خالصانه است در این پیشگاه مقدس وشیطان دور از دل. آری زیر این گنبد لاجوردی خیل عاشقان پناه می آورند. از مناره ها وگلدسته ها آوای اذان همان سر دلبری می آید.…

فقط حیدر امیرالمومنین است

فقط حیدر امیرالمومنین است هر امتی به صاحب منصب خود نیاز دارد. و این مقام باید از آنِ کسی باشد که لیاقت این مقام را دارد، داشته و خواهد داشت. در امت ما، حضرت رسول بار دیگر با اصحاب خود تجدید پیمان کردند و ولی امر مسلمین یعنی حضرت علی بن ابیطالب را برای جانشینی وی برگزیدند. اما کو گوش شنوا…… تا حالا فکرشو کردین که اگر واقعه‌ی غدیر رُخ نمیداد، الان من بچه شیعه نبودم و شاید اصلا یه دین و یه اعتقاد دیگه‌ای داشتم؟ وقتی فکرشو میکنم، می بینم که همه چیز از اعتقادات شخصی من و بعضی…

مجموعه شعری از سدنا

مجموعه شعری از سدنا قسمت اول: شاپرک جانم..آه که چراحال چنین دیر آمدی؟ من به دنبال بی سرو سامانی ام!تو از حال من و این روزگار یوسف فروشی باخبری؟ اگر میدانستی خب…..مرازودتر میابیدی! من از حال و روز سرنوشت خود نیز،باخبر نیستم! بال هایت را بگشای….در قعر تلاطم موج های طوفانی چشمانم/دراین اقیانوسی که چنین مواج گشته…مبادا خود را غرق سازی! تو را در پی سختی ها و فرسودگی های وجودم می فرستم…. اینگونه قلم در دست گرفته و نام تورا برروی کاغذ،می فشارم و از عمق وجودم تورا می خوانم! حکاکی شده است گویی،این فغان های خفته گشته در…

قلمی از محمد «گندمی که نخورد»

قلمی از محمد «گندمی که نخورد» هنگامی که بغض میخندیدم و آن هنگام که خنده میگرییدم و آن هنگام که سکوت را فریاد میزدم و فریاد خاموشی را بلند بلند سر میدادم و آستین تقیه را فرو میکردم بر دهان حقیقت تا صدای گریه هایش را احدی نشنود https://kamyararbabzi.ir/wp-content/uploads/2021/02/Untitled-Session-1_mixdown.mp3 گوینده: محمد هاشمی دست، لگد،دیوار،در و آن هنگام که در کوچه ای اواسط ظهر ماه خسوف کرد و آن هنگام که میخ سقوط کرد نفس هایی میان نطفه غروب کرد و آن هنگام که شب طلوع کرد و حوایی که میان خاک هبوط کرد به جرم گندمی که نخورد و آن…

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت دوم) می‌خواهی من را به بی‌خبری از خودت عادت بدهی؟ من به بی‌خبری از تو عادت نمی‌کنم، به نبودنت عادت نمی‌کنم، به بودنت عادت نمی‌کنم، من فقط می‌توانم عاشق بشوم که شده‌ام گوینده : سیده هدی قاسمیان آدم وقتی عاشق می‌شه، انگار دیگه کاری از دستش برنمی‌آد. انگار تسلیم محض می‌شه. بی‌قراریِ عاشق‌ها، تموم شدنی نیست. برای همینم، نباید بهشون بگی: “صبور باش، انقدر کم طاقت نباش و …” اونا می‌دونن که این کارا نشدنیه. شعر افشین یداللهی هم داره تلاش معشوقه برای عادت دادن عاشق به بیخبری از خودش…

ماجرای آشنایی من با شعر ارغوان از هوشنگ ابتهاج

ماجرای آشنایی من با شعر “ارغوان” از هوشنگ ابتهاج ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من، آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ گوینده : سیده هدی قاسمیان من در این گوشه که از دنیا بیرون است، آفتابی به سرم نیست، از بهاران خبرم نیست، آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آن چنان نزدیک است، که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند. ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی می‌ماند کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی‌ست نفسم می‌گیرد که هوا هم اینجا زندانی‌ست هر چه…

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول)

شعرهای زیبای زنده یاد افشین یداللهی به همراه پادکست (قسمت اول) ۱. توی روابط عاشقانه‌ی این روزها، یه چیزی خیلی جلب توجه می‌کنه: کات کردن. یعنی رابطه هنوز شکل نگرفته، طرفین حرف از کات کردن و رفتن می‌زنن. یک سری از افراد هستن که هنوز برای روابط پایدار، اونقدرها که باید بزرگ نشدن. افرادی هستن که قدرت تصمیم گیری و پایبندی ندارن. افرادی هستن که به جِد، از تعهد دادن و ماندگاری می‌ترسن. این افراد، اغلب، نه به خاطر اینکه از شرایط و اخلاقیاتِ طرفِ مقابلشون نامطمئن باشن، بلکه به خاطر عدم شناخت خود و حتی دمدمی مزاج بودنِ خودشون،…

شعری از سیاوش کسرایی

شعری از سیاوش کسرایی اشک مهتاب گوینده و صداگذار : کامیار ارباب زی   لطفاً نظر خودتان را با ما در میان بگذارید